|
LET THE GAME BEGIN
|
|
| ; | جوک روز مورخه ۱۲/۸/۸۷ !!!!
سلام دوستان ... صبح که واسه دوا درمون (!) رفته بودم یه مطلبی توی روزنامه اعتماد ملی خوندم که بدم نیومد اینجا هم بذارم برای علاقه مندان . موضوع از این قراره :
درسته که خود من یکی از طرفداران پر و پا قرص این دو کاراکتر بسیار دوست داشتنی بوده و هستم و خواهم بود ولی سوال اینجاست که آیا طیف وسیعی از مخاطبان مت و پت که عموما بچه های رده سنی الف و ب هستن ، چیزی از مفهوم شراب و نحوه ساختن اون سر در میارن ؟!! آیا بچه ها با دیدن شراب به سمتش جذب می شن ؟!! نکنه این کار یه نوع اشاعه منکراته و ما نمی دونستیم ! اونم توی برنامه ای که سالهاست توی قلب بچه ها و بزرگ ها جا داره ! این مساله چندان مهم نیست و یه خطای رسانه ای محسوب می شه ولی فقط و فقط به قیمت اخراج شدن ناظر پخش و منشی صحنه تموم شده . حالا پیدا کنید پرتقال فروش ... ببخشید شراب فروش را !!!!
تصور کنین خود پت و مت همچین خبری رو بشنون ! فکر کنم قیافه هاشون اینجوری بشه !
روز خوش ...
سلام ... من دوباره اومدم ! بعد از یه سفر طولانی ، اجباری و شدیدا خسته کننده. بارها و بارها رفتم و اومدم . البته باز هم مجبورم برم ولی تا اون موقع دلم نمی خواد اینجا رو ول کنم و این دل خوشی زندگیم رو کنار بذارم . در حال حاضر برای من نوشتن توی این دنیای مجازی و درد دل کردن با " بعضی " از دوستان عزیزم آرامش بخش تر از هزاران آرامبخش بی مصرفه ...... اول از همه بابت تاپیک قبلی ام یه توضیح مختصر می دم . توی سفر که بودم کیبورد لپ تاپ فارسی نبود و منم نمی تونم با کیبورد انگیسی ، فارسی تایپ کنم برای همین تمام حس وجودم رو در یه لحظه با دو تا عکس و اون متن منعکس کردم . وقتی اینکارو می کنم آروم می شم . با این کار تمام فکر و خیالهایی که این چند وقته ذهنم رو داره مثل یه تیکه کاغذ کهنه پاره پاره می کنه برای چند لحظه از خودم دور می کنم تا یه نفس راحت بکشم ... هر چند زودگذر و موقتیه ولی بهتر از هیچیه .راستی تا یادم نرفته باید بگم علی جان نوشتی " گند بزنه اين نت و همه ي موجودات بي عاطفش رو " جمله ات رو با اجازه تکمیل می کنم " گند بزنه این دنیا و این همه حیوون پست و نون به نرخ روز خورش رو "
در حال حاضر کاری از دستم بر نمیاد . تمام توانم رو جمع کردم نشستم دارم فیلم می بینم و منتظرم ببینم آخرش چطوری تموم می شه . دیگه نفرت و خشم برام بی معنی شدن . این دنیا اونقدر مسخره اس که فقط باید بهش خندید . خسته شدم از بس فکر کردم . به جهنم ! اونی که اسمش رو گذاشته خدا خوب می دونه تکلیف بنده هاش رو چطوری روشن کنه . دیر و زود داره ولی .... توی این تاپیک می خوام درباره یه فیلم خوب بنویسم. یه اثر موفق توی ژانر وحشت که مدتها بود دنبالش می گشتم . فیلم 100 فوت که همین امسال ساخته شده . اونقدر از این فیلم خوشم اومد که دو بار اونو دیدم . مدتها بود یه فیم خوب و خوش ساخت درباره ارواح شرور ندیده بودم . این چند وقته تمام فیلمهای ترسناک منتهی شدن به دل و روده در آوردن و خون و خونریزی مسخره و مهوع که دیگه آدم حالش بهم می خوره بره سمتشون ! اما واقعا با دیدن این فیلم لذت بردم . فیلمنامه بسیار قوی و فضای تریلر مانند زیبایی رو توی این فیلم میبینین . داستان فیلم هم از این قراره که مارنی ( با بازی عالی فیمک جانسن ) شوهرش رو که یه پلیس بوده در دعوای خانوادگی و در راه دفاع از جان خودش به قتل می رسونه و بعد از حبس کشیدن در زندان محکوم به تحمل یکسال حبس در خونه خودش می شه . اکثر شماها پابندهایی که به مجرمین برای تحمل این نوع حبس می زنن باید دیده باشین . مارنی مجبور میشه به مدت یکسال یه پابند به پاش ببنده و اگه از فاصله 100 فوتی کنترل کننده مرکزی نصب شده در راهروی خونه اش دورتر بره ، آلارم به کار می افته و اگه تا 3 دقیقه این آلارم ادامه پیدا کنه پلیس ها میان سراغش ! . اون یواش یواش مجبور میشه خودش رو به این نوع زندگی عادت بده ولی ناگهان سر و کله روح شرور شوهرش پیدا می شه و .... ( بقیه اش رو نمی گم . اونایی که دیدن می دونن چیه و اونایی هم که ندیدن بهتره خودشون ببینن ) یه جمله ای رو مارنی توی فیلم به شنکس می گه که خیلی برام جالب بود : " این که میگن مرگ ، ما آدمها رو از هم جدا می کنه یه مزخرف محضه !! " . البته تا جایی که من معتقدم ارواح مردگان به جایی که بهش وابسته بودن مدام سر می زنن ولی اینکه بتونن باعث آزار و اذیت بازماندگان بشن رو فکر کنم فقط توی فیلمها باید باور کرد . ولی اگه واقعا روح انسان بعد از مرگ می تونست قدرت تاثیر گذاری روی انسانها داشته باشه چقدر عالی می شد. واقعا اگه بعد از مرگ ، روحم بتونه برگرده به این دنیا چه حالی می ده ! اونوقته که من با خیلی ها کار دارم !!!!!! می تونم یه ۱۰۰ فوت بسازم که اون سرش ناپیدا باشه . فیلمنامه اش رو خودم می نویسم و ساختش رو می سپرم به دست نسا و کژوان عزیز !!! یه فیلم مستند وار به سبک جادوگر بلر یا قرنطینه !
بگذریم .... بازی فیمک جانسن رو خیلی دوست دارم . بازیگر با سابقه ، خوش تیپ و خاصیه و همتون اونو به خاطر بازی در مردان ایکس می شناسین . فیمک توی این فیلم به شدت خودش رو لاغر کرده و تیپ خاصی رو از خودش به اجرا گذاشته . میکائیل پاری هم در نقش روح شرور مایک خیلی ترسناک و موثر بازی می کنه ، هر چند تا سکانس پایانی اونو بصورت دیجیتالی می بینیم. بهتون توصیه می کنم سکانس کشته شدن جوئی رو تنها ببینین . اونقدر وحشتناکه که خودم دهنم باز مونده بود . شکسته شدن فک یه آدم بوسیله ضربات سر یه روح شرور !!! همین کافیه !!! خلاصه می کنم ... پیشنهادم اینه که این فیلم قوی در زیر ژانر وحشت / ارواح شرور رو ببینین تا بعد از مدتها خاطره روح زدگی و خانه ای روی تپه جن زده براتون زنده بشه !
هشدار پنجم ۱۵ / می / ۲۰۰۱
اره ۴ : سکانس داخلی - فلاش بک - جیگسا و همسرش در حال صحبت .... - این همون ساعتیه که می گفتی ؟.... چه چیز خاصی درباره اش هست ؟
- این نه تنها یه زیرخاکی حسابیه .... بلکه مکانیسم داخلش مال ۳۰۰ سال پیشه ... سکانس بالا در اره ۴ اونایی که ندیدن دانلود کنن !
تخت سفید روشن و تاریک تنگ غروب توده ابری به شتاب میدود رو به افق و من از قله کوهی چه بلند دست بر پیکرش انداخته ام تا بروم بر آن سوی... خنک و نرم و لطیف است همانند حریر ذره هایش که به رگهای تنم میریزد سرد و یخ است ناگه از ابر رها می شوم و می افتم داخل یک تخت سفید ! پسرانم دست بر گردنم انداخته اند با فریاد رو به دکتر که پدر هوش آمد !! ظاهرا ایست قلبی بوده ... از تزریق !
۱- حقیقت هیچوقت از بین نمی ره !! آره درسته !! ۲- خرچنگ و شیر آبی و کرگدن و سوسک و گرگ و خر و میمون و مارمولک و هزار جور حیوون دیگه همش مثاله . مثالهایی از خلق و خوی ما انسان نماهای به ظاهر مهربان و پاک ! ۳- خیلی مهمه که مفهوم صادق بودن و صداقت رو چی تعبیر کنیم !!! ۴- نمی دونم چند وقته چرا دورویی و دروغگویی به پاکی تشبیه می شن ! ۵- خسته شدم از بس ریختم توی خودم . دلم یه خواب راحت و ابدی می خواد ! ۶- مطمئن باشین اون دنیایی هم هست.اونجا مشخص می شه حقیقت یعنی چی !!!!!!!! ۷- جدیدا عادت کردم با گوشام ببینم و با چشمام بشنوم !! اینجوری مصداق " شنیدن کی بود مانند دیدن " برام ملموس تره ! ۸- هزار کیلومتر دیگه هم یاسین نوشتن نمی تونه بدی ما آدمها رو توجیه کنه ! ۹- هنوز خیلی ها نمی تونن مفهوم آئینه و شیشه و درصد خلوصشون رو درک کنن !! ۱۰- جهنمی هم وجود داره . مطمئن باشین اونجا خیلی خوش می گذره ! وقتی رفتم براتون تعریف می کنم چه جائیه ! مخصوصا از مارهای غاشیه اش !! ۱۱- بیایید آرتیست بازی و شیره مالیدن سر این و اون رو بذاریم کنار ! بیاید دست از خودنمایی و فریب دیگران برداریم ! و به خودمون نگیم " به جهنم ! این نشد یکی دیگه رو سیاه می کنیم ! ". از من که گذشت ! خدا به داد بقیه برسه ! ۱۲- خیلی این دیالوگ فیلم " خوب،بد،زشت " رو دوست دارم که میگه : " اون نمی میره ! یه فرشته مو حنایی ازش مراقبت می کنه ". ۱۳- انسان شدن چه مشکل ..... آدم شدن محاله !!! ۱۴- حقیقت اون چیزی نیست که فکر می کنیم . اون چیزیه که وجود داره و فاش شدنش به نفع هیچ کدوممون نیست !!! ۱۵- وقتی تفاوت سنی بین عاشق ها و معشوق ها به خاطر هزار و یک منفعت (!) میشه عین تفاوت سنی بین مادر و پسر ، وای به حال لیلی ها و مجنون های این دوره و زمونه !!! ۱۶- من دیگه آخر خطم . شدم یه دفتر مشق سیاه و کثیف از تجارب دیگران !!! برام مهم نیست چیزهای ظاهرا مثبتی که آثارش توی وجودم مونده رو حفظ کنم یا نه . وقتی دیگران میان باورها رو می کنن توی چاه مستراح و .... روش ، دیگه هیچی برام فرقی نمی کنه . دیگه خدا رو هم قبول ندارم چه برسه بنده اش رو !! ۱۷- دوستی و قوانینش خیلی پیچیده تر از این حرفاست . واسه همینه که دوست واقعی کم پیدا می شه . چه قدیمی و چه جدید !!! خیلی سخته که آدم ادعا کنه واقعا دوست کسی بوده ، هست و یا خواهد بود ! ۱۸- پستم خیلی طولانی شد ! نمی خواستم این همه بنویسم ولی تلافی این یه مدت در اومد . خیلی حرفا رو نباید زد . ولی اگر هم نزنی متهم می شی به خناق !! می بخشید ....
|