تبليغاتX
CHAINSAW (اره برقی)

LET THE GAME BEGIN
;

HOW CAN I BE LOST

IF I'VE GOT NO WHERE TO GO ?!!!!

AND HOW CAN I BLAME YOU

WHEN IT'S ME THAT CAN'T FORGIVE ?!!!!

HAPPY YALDA's NIGHT !!!!!

داخلی - مطب چشم پزشکی - بعد از ظهر

جان دو :( بعد از اتمام معاینه ) دکتر خیلی ممنون .... میرم عینکم رو سفارش می دم.

دکتر : عزیزم ما خودمون اینجا عینک فروشی داریم . اگه دوست داشتی عینکت رو همینجا سفارش بدی بهت ۱۵ ٪ تخفیف میدیم !

جان دو: چشم دکتر ... بذارین عینک هاتون رو ببینم ....

( جان دو از عینک های توی عینک فروشی مطب خوش نمیاد و می ره از یه جای معتبر عینکش رو میخره .... )

یک هفته بعد .......

( جان دو به مطب دکتر زنگ می زنه ) .....

جان دو : سلام دکتر . من .... هستم . هفته پیش برام عینک تجویز کرده بودین.

دکتر : سلام عزیزم ... بگو .....

جان دو : دکتر از وقتی عینک رو زدم حالت تهوع گرفتم و عرق می کنم . در ضمن سرم هم گیج میره.

دکتر : چیزی نیست عزیزم . عادیه ! یه مدت باید بزنی تا قرنیه چشمت عادت کنه !

جان دو : جدی ؟ من ۲۰ سال عینک می زدم همچین چیزی رو نشنیده بودم  !!!!

دکتر : این نوع عینک فرق می کنه عزیزم ....

جان دو : باشه ... ممنون از راهنمایی تون ....

( باز هم یک هفته بعد ) !!!! داخلی - مطب دکتر

جان دو  : سلام دکتر من جان دو ام !!! . یادتونه گفتین یه مدت باید عینکم رو بزنم تا چشمم عادت کنه ؟

دکتر : آره عزیزم ... خب الان چطوری ؟

جان دو : راستش من هنوز حالت تهوع دارم و سردرد هم به سرگیجه ام اضافه شده .

دکتر : اون نسخه ای که برات نوشتم رو بده با عینکت چک کنم .....

( بعد از چک کردن ) ... مشکلی نداره . عدسی های عینکت دقیقا بر اساس نسخه ساخته شده . قائدتا نباید سردرد و تهوع داشته باشی.

جان دو : خب حالا که دارم !!!!!

دکتر : بیا بشین یه بار دیگه نمره چشمت رو چک کنم ....

( بعد از چک کردن ) ..... خب عزیزم دو هفته پیش آستیگمات چشمت ۷۵/۰ بود الان شده ۲۵/۰ !!!!!!!!

جان دو : !!! ؟؟؟؟؟؟! !!!!!! آخه مگه سرماخوردگیه که طی دو هفته ضعیف و قوی بشه دکتر !!!!!

دکتر : بدن انسانه دیگه عزیزم . این نوع تغییرات به علت افت و افزایش فشار خون تقریبا طبیعیه !!!

جان دو : صحیح !!!!!! خب تکلیف ...... تومن که بابت عدسی آنتی رفلکس بنفش فرانسوی دادم چی میشه ؟!

دکتر : ما که گفتیم بیا از همینجا عینک بخر .... ( با خنده ) حالا هم اتفاقیه که افتاده . اگه نمی خوای شیشه ات رو عوض کنی می تونی همین عینک رو بزنی !!! عوضش برات دارو تجویز می کنم  که حالت تهوعت از بین بره !!!!!!!!

جان دو : یعنی من بیام عینکی که ۵/۰ نمره آستیگمات قویتر از نمره اصلی چشمم داره بزنم و خودم رو به ...... فنا بدم و برای حالت تهوع حاصله از این عینک غیر عادی برم دارو بخورم ؟!!!!!

دکتر : فرقی نمی کنه عزیزم ... ۵/۰ نمره آنچنان زیاد هم نیست !!!!

جان دو : خدا حافظ ......  . می رم شیشه رو عوض می کنم . شما مثل اینکه خیلی حالتون خوبه !!!

دکتر : به هر حال اگه دوست داشتی شیشه ات رو بده همینجا بسازن ...در ضمن ۱۵ ٪ هم بهت تخفیف میدیم !!!!!

جان دو : !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پ . ن ۱ : توی مملکتی که یه جراح و متخصص چشم که طراح لنزه و عضو آکادمی چشم پزشکی آمریکاست بیاد ملت رو گوسپند فرض کنه و یه همچین اراجیفی رو به خاطر اشتباه مسخره اش تحویل مریض هاش بده ، وای به حال جراحان متخصص قلب و مغز و و بدا به حال بیماران مربوطه . تازه از پزشک عمومی که تازه مطب زده چه انتظاری باید داشت ؟!!!!

پ . ن ۲ : وقتی توی یکی از بیمارستان های n تخته فوق تخصصی تهران ، شیفت شب با دستگاه آندوسکوپی ، کلونوسکوپی انجام می ده و شیفت صبح آندوسکپی !!!!!! چه انتظاری از نظام پزشکی این کشور باید داشت ؟!!!!

پ . ن ۳ : وقتی بلانسبت بعضی از اطباء محترم ، خیلی از پزشک های مملکت که مسئول جان و سلامتی مردم هستن ، اینقدر بی مبالات و سهل انگار رفتار می کنن و مثل موم با زندگی مردم بازی می کنن چه انتظاری باید از مردم عادی داشت ؟!!!!

پ . ن ۴ : یاد مجموعه Loose Limbs افتادم که مختص پزشکانی بود که جیگسا وار !!! می افتادن به جون مریض هاشون . توی بیمارستان ها و مراکز درمانی دوسلدورف که نصف تهران هم نمیشه یه مریض سرطانی که زندگیش به چ... بنده به گ..ز پیوند ! رو از مرگ حتمی نجات می دن و به زندگی امیدوارش می کنن اما کل مراکز درمانی این کشور خراب شده رو روی هم جمع کنی اندازه دامپزشکی های درقوز آباد هم سواد پزشکی توشون نمی بینی !!! اینجاست که باید بگی میان ماه من تا ماه گردون ، تفاوت از زمین تا زیر زمین است !!!

پ . ن ۵ : این روزها همه (از لبو فروش گرفته تا مهندسین مکانیک ۵۰ سال قبل و سیکل های نره خر و مفت خورهای باج بگیر) فکر می کنن دکتر شدن ! شما چطور ؟!

پ . ن ۶ : ما ملت ایران همه باهوش و زرنگیم ..... افسوس که چون بوقلمون رنگ به رنگیم ..... شب فکر شرابیم و سحر طالب بنگیم ... از نام گذشتیم همه طالب ننگیم !!!! ( سید اشرف الدین قزوینی ملقب به نسیم شمال )

 

آخ که چقدر این کاریکاتور به این موضوع می خوره ! یه بار دیگه می ذارمش اینجا !

از صمیم قلب ، حس و حال این پیرمرد مردنی رو درک کرده ، می کنم و خواهم کرد !

 

+ تاريـخ Mon 15 Dec 2008ساعت 22:0 نويسـنده جیگسا |