|
LET THE GAME BEGIN
|
|
| ; | سلام ... خیلی سخته که بعد از مدتها دوری بخوام بیام و دوباره چالش های ذهنم رو اینجا خط خطی کنم . البته فکر نکنم بتونم مثل قدیما این کار رو مداوم انجام بدم ولی دلم تنگ شده بود بیام و یاد قدیما بکنم. هنوز به خیلی از دوستای قدیمی سر نزدم چون روم نمیشه به خیلی ها سلام کنم. خیلی بدون مقدمه ، بی سر و صدا و بدون خبر رفتم . خب مجبور بودم چون شدیدا و بطور ناگهانی وارد فاز جدیدی از زندگیم شدم که وقتم رو کاملا گرفت . مدتی ایران نبودم . هر چند خبرهای اسفناک و خفت بار این چند هفته اخیر رو می دیدم و بیشتر از همیشه به مزار پاک پدر بزرگوار بنیان گذار این دولت درود فرستادم ! نمی دونم چه خواهد شد ولی خوشحالم اون جرقه ای که باید توی ذهن این مردم خواب گرفته زده می شد ، زده شد . زن و بچه و پیرمرد و ... همه و همه یکصدا به فریاد در اومدن و البته بهای این حقیقت طلبی خونهایی بود که ریخته شد و مطمئنم همین خونها به زودی زود نتیجه بخش خواهد بود. توی این مدت کارهای مهاجرت به استرالیا رو انجام دادم . این کار باید خیلی زودتر انجام می شد، ولی خب بالاخره باید از این مملکت رفت . اینجا شده مثل یه باتلاق که روز به روز بیشتر باید توش دست و پا زد . نمی گم وطن پرستی و عشق به ایران رو فراموش کرد اما برای رهایی از این همه سال رنج و عذاب چاره ای جز رفتن نیست . خیلی از دوستان و خواهر برادرهای عزیزم شاهد زندگی پر فراز و نشیبم بودن . به عینه دیدن چند وقت شب تا صبح بال بال زدم و .... الان تا فرصت برای تنفس هست باید استفاده کرد . به قول معروف درنگ جایز نیست. باید از زندگی استفاده بهینه کرد. دلم برای دلتنگی ها ، مهربونی ها ، غرغرها و دلسوزی های کژوان ، ایمورتال ، نسا ، هاشم ، سعید ، فیروزه ( که نمی دونم کجاست ) ، اسکولد، مرجان ، مارتین، سیاوش و خیلی های دیگه لک زده بود . به همتون سلام می کنم و صمیمانه عذر می خوام بابت غیبت غیر موجه ! بعضی وقتها آدمی توی شریانی از زندگی قرار میگیره که نمیشه برای تصمیم گیری صبر کنه و باید بلافاصله دست به عمل بزنه. دوست عزیزی داشته و دارم که نگرانمه و از طرفی بی نهایت به من محبت می کنه . امیدوارم با نوشتن دوباره ناراحتش نکرده باشم ! وای که چقدر با دیدن لقب "پی فاکینگ جی / P Fu… J " خندیدم . اساسا شما دوتا ( کژوان و هاشم ) از نوادر و عجایب خلقت هستین. خدا حفظتون کنه. در ضمن به همه اونایی که با خوندن آخرین پستم رنجیده بودن باید بگم توی بد بحبوحه ای گیر کرده بودم و از طرفی تمام فشارهای عصبی بر و بچ روم تاثیر منفی گذاشته بود و باعث شد آخرین پستم به موجی از گله و شکایت از نحوه نوشتاری وب نویسان عزیز و متعاقبا به کدورت بدل بشه هر چند باز هم تاکید می کنم که دلم نمی خواد مطالب سایکو هایی رو که هر روز به این زندگی غر می زنن و ذهن بقیه رو با افکار سیاهشون مسموم می کنن بخونم . اگر هم الان می نویسم به خاطر سفیدی روی اوناییه که همیشه دوسشون داشتم و خواهم داشت. الان هم مثل خیلی ها حوصله بازی با کلمات و قلنبه سلمبه نوشتن رو ندارم و دوست دارم مثل همیشه رک و پوست کنده بنویسم. اینکه من دوباره پست دادم نه برای دیگران بلکه به خاطر اینه که این کار مدتها بهم آرامش می داد و الان هم می خوام ببینم همون حس بهم دست می ده یا نه ! من به دلایلی دوستی خاله خرسه رو دوست ندارم . اینو همه بدونین ! قضاوت هم با خودتون و لا غیر ! از آدمهایی که هر روز تغییر رویه می دن و سعی می کنن به هر نحوی که شده خودشون رو به آدم تحمیل کنن دل خوشی ندارم . یه روز با مهربونی ،یه روز با متلک ،یه روز با ناراحتی و .. دلم می خواد اونی که به عنوان دوست کنارمه واقعا دوست باشه . هر چند برای تفسیر دوست یه کتاب 4000 صفحه ای هم کمه. بگذریم .... به یاد ایام نوشتار درباره ژانر وحشت می خوام 2 تا فیلم اساسی و درست درمون بهتون معرفی کنم . فیلمهایی با موضوعات مشابه که توی این چند وقته با گوشت و پوست و استخونم معنی شون رو حس کردم. موضوعاتی درباره جهنم یعنی جایی که بعد از مرگ سندش رو بی برو برگرد به اسمم می زن !!! حالشو ببرین به شرح ذیل !
باز هم دست مریزاد به فرانسوی ها ! بعد از فرانتیرز ، این یکی دیگه شاهکاااااااااااااااااااره . به قول اسکوت ونبرگ منتقد ، این فیلم کاری کرده که " اره " شبیه به فیلمهای آموزشی الفبایی بشه که دهه 80 از تلویزیون آمریکا پخش می شد. خیلی کم پیش میاد که یه فیلم رو دو بار پشت سر هم ببینم تا از کشف نکات ظریف فیلم لذت ببرم. فیلمهایی مثل فایت کلاب ، در کام جنون ، نایت بریدز و اره 1 از این دسته فیلمها بودن . خیلی از آدمها دوست دارن بدونن اون دنیا چه شکلیه . هر کدوم از فیلسوف ها نظریه خاص خودشون رو نسبت به عالم ماوراء دارن . آقای پاسکال لاژیر ( نویسنده و کارگردان این فیلم ) هم به نوبه خودش خواسته اون دنیا رو به تصویر بکشه . نمادهایی جالب و ابتکاری از فلسفه خلقت ، ماهیت بهشت و بخصوص جهنم رو در این فیلم می بینین که به شدت ایدئولوژی تون رو قلقلک خواهد داد. اینکه چرا آدمها کور به دنیا میان . اینکه چرا بشر باید زجر بکشه تا به حقیقت برسه و خیلی از سوالات بی جواب فلسفه خلقت رو توی این فیلم می بینین که به نوعی جالب بهشون پاسخ داده میشه . خشونت فیلم بالاست . سکانس های خون و خونریزی و کشتارهای فجیع و شکنجه های هاستل وار تا دلتون بخواد توی این فیلم هست اما همه اینها آبستن به تصویر کشیدن همون چند ثانیه تصویریه که از عالم پس از مرگ نشون داده میشه . کارگردان سعی داره بگه اگه بشر بدونه اونور چه خبره یه ثانیه هم دلش نمی خواد زنده بمونه . هر کسی بنابر اعتقادات درونی اش نسبت به دنیای پس از مرگ می تونه برداشت شخصی خودش رو از این فیلم داشته باشه . اوپن اندینگ این فیلم مثل خیلی از فیلمها تماشاچی رو مجبور به پذیرش یه نتیجه گیری خاص نمی کنه و شما چندین نتیجه رو می تونین از این فیلم بگیرین . برای اون دسته از دوستان که فرانسه نمی دونن باید بگم متاسفانه در نسخه زیر نویس شده دی وی دی فیلم در ایران ، آخرین جمله فیلم ترجمه نشده و باید صلواتش رو بفرستن به روح درگذشتگان مترجم !! پس من براتون می گم : سکانس پایانی : آنتونی : میشه بگی آنا اونور چی دیده مادمازل ؟ مادمازل : قابل توصیف نیست. آنتونی : یعنی بعد از این همه سال نمی تونی به اختصار برام توصیف کنی ؟ مادمازل : ...... می توی حدس بزنی اونور چه خبره ؟ آنتونی : نه .... مادمازل : پس تا ابد توی حدس و گمان بمون ....... همیشه یهمون گفته شده خدا اونایی رو که دوست داره حقیقت رو بهشون نشون بده عذاب می ده . حالا مثل اینکه خدا ما رو خیلی دوست داره ... پاسکال لوژیر گفته ساخت این فیلم مثل خلق فرانکنشتینی بود که دیگه نتونستم کنترلش کنم . چیز دیگه ای ندارم به نوشته ام اضافه کنم . با دیدن فیلم به اعماق سکوت سقوط کنین و تا مدتها فکر کنین که چی داره سر ما آدمها میاد و یه انسان تا چه حدی ظرفیت خواهد داشت تا بتونه دریچه ورود به فرا واقعیت و کشف اسرار رو پیدا کنه ....
من را بدرون جهنم بکشان / Drag Me to Hell ظهور موفقیت آمیز استاد سام ریمی و یه اثر فک شکن ! بعد از مدتها دوری از ژانر وحشت . سامی ریمی به خاطر خلق Evil Dead و دنباله های اون یعنی Evil Dead II و Army of Darkness تبدیل به پدیده کلاسیک ژانر وحشت هم تراز با جورج رومرو و استاد جان کارپنتر شد. توی این مدت که ریمی به پر کردن جیب خودش یعنی ساخت مرد عنکبوتی روی آورده بود کم کم داشتم ازش نا امید می شدم ولی با دیدن تبلیغ این فیلم ( حدودا 2-4 ماه پیش ) قلبم به تپش افتاد که سام ریمی دوباره برگشته به ذات خودش و الحق با دیدن این فیلم ، اونم روی پرده سینما تمام بدنم یخ کرده بود و تا ابد به خاطر زنده کردن این حس گرد و غبار گرفته در وجودم خود سامی ریمی و جد و آبادش رو دعا می کنم !!! Drag Me to Hell بازگشت موفقیت آمیز ریمی به سبک و سیاق کلاسیک ژانر وحشت دهه 80 و اوایل دهه 90 محسوب میشه. داستان نفرین شدن انسان توسط ارواح شیطانی یعنی همون موضوع مورد علاقه سام ریمی. نکات بسایر جالبی در این فیلم دیدم که سعی می کنم جمع و جور براتون بگم . اول اینکه فیلم با همون لوگوی سیاه و سفید و قدیمی کمپانی یونیورسال ( همون سازنده Evil Dead ) شروع میشه و ادای احترام به همون سامی ریمی قدیمی رو نشون میده. توی فیلم بارها وبارها شاهد صحنه های خشن و خونبار اما به سبک عجیب و غریب و تا حدی کمیک هستین . درست مثل Evil Dead. . سال 1980 این فیلم یکی از ترسناک ترین فیلمهای زمان خودش بود ولی الان بیشتر یه فیلم کمدی محسوب میشه تا ترسناک . این حس طنز هنوز هم دیده میشه . لامیا رو که بیشتر شبیه به یه بز می بینیم تا یه روح شرور ! سکانس درگیری کریستین با خانم گانوش توی ماشین هم ترسناکه و هم مضحک . یه حس دوگانه که باعث میشه لذت متفاوتی رو از دیدن فیلم تجربه کنین. ریمی و در کل همه استادان پیش کسوت ژانر وحشت که 60-70 سال سن دارن علاقه ای به استفاده از جلوه های ویژه آنچنانی ندارن و همسن پایبندی به سبک و سیاق استودیویی شمار و به واقعیت داستان نزدیک می کنه . خود خانم گانوش از 100 تا دیو و هیولا ترسناک تره . بنده خدا رو توی زندگی واقعی ببینین اصلا باورتون نمیشه که این پیر زن همون هیولای فیلم جدید سام ریمی باشه !!! در ضمن فیلمنامه این فیلم سال 1992 یعنی بعد از ارتش تاریکی نوشته شده بوده ولی تا الان مسکوت مونده بود ! فکر کنم بهترین موقع ساخت امسال بوده . وای که سکانس پایانی فیلم مثب خیلی از فیلمهای دهه 80 چنان منفی و اعصاب خورد کنه که راه برای ادامه فیلم باز بمونه . البته برای خود سام ریمی نه هیچ کس دیگه. در پایان هم یکی از دیالوگ های موندگار فیلم : گارسون : ببین خانم . من شغلی دارم که توش انعام حرف اول رو می زنه و اونایی که فقط برای خوردن قهوه میان اینجا انعام نمی دن ! کرستین : ( در حالیکه پاکت حاوی دگمه نفرین شده رو در دست داره ) تو قهوه ات رو بیار چنان انعامی بهت بدم که هیچوقت یادت نره !!
بعد از مدتها نوشتن درباره سینمای وحشت خیلی برام لذت بخش بود تا یادم نرفته اولین کلیپ رسمی محسن نامجو به نام "بیابان را سراسر مه گرفته " که توسط مصطفی هروی کارگردانی شده رو براتون می ذارم دانلود کنین . این بشر اعجوبه اس و خیلی از لحظات زندگیم رو مدیونشم ... کژوان جان والله خوراک یه ماهه !!! در ضمن دیشب بی بی سی پرشیا اعلام کرد محسن نامجو به دلیل مسخره کردن آیات قرآن در آهنگ "والضحی" به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد !!!!! هر چند محسن الان مقیم اتریشه و بعید بدونم دیگه برگرده ایران ولی خاک تمام دو عالم بر سر اون حروم لقمه کنن که رفت از محسن شکایت کرد فقط واسه اینکه بگه ایهاالناس من هم وجود دارم ! برادر محسن که وکیل پایه یک دادگستریه وکالت برادرش رو به عهده گرفته و توی یه بیانیه عنوان کرده که قصد محسن تمسخر قرآن نبوده بلکه یه جور نوآوری و ابداع رو می خواسته تجربه کنه ، اونم بطور کاملا شخصی واین آهنگ از آرشیو محسن دزدیده شده و توی نت پخش شده. محسن اولین کلیپ رسمی اش رو تقدیم کرده به کشته شده گان گمنام درگیری های اخیر . هر جا که هستی زنده و پاینده باشی محسن عزیز ....
لینک دانلود کلیپ بیابان را سراسر مه گرفته با حجم ۲۲ مگا بایت
می دونی سزای دروغ چیه ؟ خوب فکر کن .................... |