تبليغاتX
CHAINSAW (اره برقی)

LET THE GAME BEGIN
;

سلام .

راستش برای این پست یه مطلب دیگه آماده کرده بودم ولی دیشب که فیلم RE-CYCLE (یا به زبون هنگ کنگی Gwai wik) رو دیدم یه انقلاب شدید فکری برام بوجود اومد که مجبورم می کنه دیدن این فیلم رو به همتون پیشنهاد کنم . باید همینجا بگم که علاوه بر ژانر Horror که ژانر محبوبم هست به فیلمهای فانتزی محض هم علاقه خاصی دارم چون به شدت ذائقه تخیلم رو ارضا می کنن . فیلمهای خیلی کمی توی زمینه تخیلات بکر و محض با فضاهای عجیب و تصویر نشده دیدم که گل های سر سبدشون Fountain ، Cell ، Pan's Labyrinth و Hell Boy II هستن اما این فیلم واقعا در زمینه به تصویر کشیدن فضاهای عجیب و غریب بی نظیره . تکرار می کنم  : اونقدر بی نظیر که فکر کنم حالا حالاها از حس و حالش بیرون نیام.

RE-CYCLE درباره یه نویسنده اس که بعد از نوشتن یه رمان عشقی سه قسمته که موفقیت خوبی رو بین طرفدارانش کسب کرده ، سعی داره اثر جدیدش رو در زمینه وحشت بنام " Re-cycle " بنویسه اما منبع الهامش برای داستان چندان مشخص نیست . اون که مدام در حال چرکنویس کردنه سرانجام به شخصیتی می رسه که موهای بلند و مشکی داره و قدش هم خیلی بلنده اما همین شخصیت اونو به دنیایی بسیار عجیب و مخوف میکشه که باعث میشه حقایقی عجیب درباره زندگی گذشته اش بدست بیاره.

تا حدود 20 دقیقه اول فیلم به نظر میاد با فیلمی مثل Grudge یا Ring روبرو هستین . مخصوصا وقتی موی بلند مشکی رو دیدم گفتم ای بابا باز هم موی مشکی بلند !! این چشم بادومی ها چه علاقه ای دارن توی فیلمهای ترسناکشون از دخترهای مو مشکی و مو بلند استفاده کنن !! اما کم کم خط داستانی فیلم از ژانر وحشت خارج میشه و به زیر ژانر فانتزی – تخیلی تبدیل میشه و دوباره در انتهای فیلم به همون ژانر وحشت بر می گرده.

اونقدر حرف برای گفتن هست که نمی دونم از کجا شروع کنم . ایزاک آسیموف و آلبرت اینشتن معتقد بودن هر ثانیه از زندگی آدمها به خودی خود و در فضا و زمان خود وجود دارن . یعنی اینکه اگه مثلا من ساعت 2:45 داشتم نهار می خوردم ، اون شخصیت از من در همون ساعت 2:45 تا ابد وجود داره و پاک نمیشه . به عبارت دیگه میلیاردها جیگ جیگ وجود دارن که هر کدومشون در لحظه و ثانیه مربوط به خودشون دارن زندگی می کنن . اگه بااین فرضیه آشنا باشین خیلی بهتر می تونین این فیلم رو درک کنین . شما تصورش رو بکنین که اگه تک تک اون لحظه ها در زمان محبوس نشن و به خودی خود در یه فضا و زمان خاص به سمت آینده ادامه پیدا کنن چه اتفاقی می افته ؟!!! مثلا فرض کن یه نفر سه سال پیش دختری رو حامله می کنه و بعد ولش می کنه و میره . اون دختر هم بچه اش رو سقط می کنه . اما فضایی که اون بچه سقط شده در درونش وجود داره بجای حبس شدن در زمان رشد می کنه و تا ابد در همون فضای کثیف و زجر آور محبوس می مونه . اونوقت اگه مجبور شی یه روزی به این دنیا برگردی و با یه بچه که سه ساله توی فضای مخوف داخل رحم حبس شده روبرو بشی چه حسی بهت دست می ده ؟؟

به نظر من زندگی هم همینه . یعنی دنیای عمل و عکس العمل . بهشت و جهنم به اون شکلی که توی گوشمون فرو کردن یه مشت مزخرف محضه . مار غاشیه و قیر داغ کجا بوده !! همه اینا مثالهایی ترسناک و داستان وار برای عرب سوسمار خور بوده که بترسه و گناه نکنه . آخه چطوری می تونستن به اون جماعت بفهمونن که بابا بهشت و جهنم توی همین خراب شده اس . خوب باشی عبور می کنی و می رسی به اصل وجودت . نباشی هم اونقدر میارن می برنت که آدم بشی . خوب باشی دفعه بعد یه پله بالاتر میای به این دنیا . چه می دونم توی سوئیس یا آمریکا و توی یه خانواده کاملا مرفه اقتصادی اجتماعی به دنیا میای. بد باشی هم تنزل می کنی و بجای ایران دفعه بعد توی افغانستان و اتیوپی به دنیا بیای تا بیشتر به گا بری !!! به همین راحتی. آره تصورش سخته ولی یه نظر من حقیقت داره . من اعتقاد به تناسخ ندارم . به این فرضیه میگن سیر تکاملی . غیر از این باشه عدل الهی در مورد بچه ای که کور به دنیا میاد یا بچه ای که توی کابل هنوز 2 سالش نشده موشک می خوره توی کله اش میمیره به شدت می ره زیر سوال . یا توی همین دنیا تقاص پس می دی و با علم به این موضوع از دنیا میری یا اینکه مثل گوساله میای و گاو میری و دفعه دیگه یه کره بز میای توی یه طویله دیگه . ببخشید راحت تر و رک تر از این نمی تونم منظورم رو بگم.

اصلا عنوان فیلم هم همینه : Re-cycle . می خواد به ما بگه سعی کنیم چیزی رو بیهوده خلق نکنیم و بعد ولش کنیم به امان خدا . چون تا ابد اون موجود یا نوشته یا اثر یا ... برای خودش موجودیت داره و از بین نمیره .

دنیاهایی که لی ( نویسنده ) واردشون میشه تمام دنیایاهایی هستن که اون به نوعی در گذشته ازشون عبور کرده منتهی مثل یه بوته ای بودن که الان شدن درخت . اسباب بازی هایی که اون در بچه گی دور انداخته یا فضای رحمی که اون 8 سال قبل بچه اش رو سقط کرده.

آدمهای گردن دراز و هیولاهای وحشتناک که تا دلتون بخواد توی فیلم می بینین تماما شخصیتهایی بودن که لی برای نوشتن داستانهای ترسناک اونا رو خلق کرده ولی چون به نظرش بدرد نمی خوردن کاغذها رو مچاله کرده و ریخته توی سطل ! اما قافل از اینکه این موجودات خلق شدن و در فضای خودشون مشغول به زندگی ان و همشون هم از دست لی شاکین که چرا اونا رو خلق کرد و ولشون کرد به حال خودشون که توی دنیای مجازی حبس بشن و نتونن آزاد باشن. شهر کثیف با اون همه پله یا زامبی های جورواجور همه و همه تصاویری بودن که حتی برای یه لحظه هم که شده توی ذهن لی خلق شدن و بعد به فراموشي سپرده شدن. وای که اون دنیای پر از اسباب بازی اونقدر زیبا تصوير شده که واقعا چشمتون خیره میشه.

خدا برادران پنگ ، این دو تا داداش هنگ کنگی ( اکسید و دنی ) رو حفظ کنه که در ژانري متفاوت چنین اثر بی نظیر و معجزه واری رو خلق کردن . تجربه اول اونا در ژانر وحشت فیلم The EYE بود که نسخه هاليووديش هم با بازي جسيكا آلبا چند وقت پيش اكران شد . بعد از اون قسمت دوم THE EYE رو هم توي هنگ كنگ ساختن و بعد به هاليوود اومدن و فيلم The Messengers رو ساختن كه اونم داستان جالب خودش رو داشت ( قسمت دومش رو هم همین 3-4 روز پیش دیدم ) . بعد فیلم بانکوگ خطرناک / Bangkok Dangerous رو با بازی نیکلاس کیج ساختن که یه اکشن تمام عیار و نفس گیر بود و حالا که این شاهکار رو ساختن . بعید می دونم اثر مشابهی رو مثل این فیلم بتونم مثال بزنم . هر چند زحمت اصلی رو فیلمنامه نویسهای این فیلم کشیدن ولی هنر این دو برادر در به تصویر کشیدن کلمات ستودنیه . هفت فضای مختلف با موجودات و اتفاقات عجیب و غریب . یه شاهنامه تمام و عیار . باور کنین من از این دو تا داداش یه قرون هم گیرم نمیاد که بخوام تعریف الکی بکنم . حقیقت رو گفتم . کم کم داشتم از فیلمهای ترسناک ژاپنی مایوس می شدم . توی این چند ماه اخیر فقط یه فیلم ژاپنی در حد Hostel دیدم بنام Grotesque ( پوستر ) که اونهم در ژانر شکنجه / مهوع بود نه ترسناک به معنای واقعی اش و به خاطر صحنه های فجیعش ( که ملایم ترینش بریدن نوک سینه های یه زن با قیچی بود !!! ) توقیف شد و توی ژاپن اجازه اکران بهش ندادن. اما Re-Cycle یه امید تازه در صنعت فیلمسازی شرقی هاست که جلوه های ویژه بی نظیر و داستان قوی اش باعث میشه جزء آثار ماندگار در ردیف اول آرشیوم قرار بگیره.

اونایی که ساینت هیل رو دیدن و خوششون اومده قطعا این فیلم رو هم بسیار دوست خواهند داشت . صحنه های مشابه با سایلنت هیل زیاد پیدامی کنین ولی این کجا و آن کجا.

به هر حال قویا توصیه می کنم اگه از دیدن فیلمهای آت و آشغال خسته شدین این فیلم رو ببینین تا بعد از مدتها یه حس خاص فکری رو تجربه کنین.

فعلا.

 

 و حالا یکی از همکارای فعالمون رو معرفی می کنم :

www.dvdkadeh.blogfa.com

خيلي خوشم مياد به وب هاي فروش فيلم سر بزنم ولي یه نکته خون به جوش آور در مورد فیلمهای فروشی در این مراکز ، زیرنویس های بسیار بسیار تخمی و بی سر و تهشونه . تازه اونقدر این دوستانمون اعتماد به نفس بالایی دارن که با فونت سایز فیل توی وبشون نوشتن : ترجمه و زیرنویس توسط همین سایت . (وبلاگ هم نه ، بلکه وبسایت !!!! خوش به حال آقای شیرازی و گلی به جمالش که در این ماه مبارک هاست و دومین مجانی به مردم می ده !) . کافیه فیلم DISTRICT 9 رو ببينين كه به تازگي اكران شده و توسط همین سایت ! زیرنویس شده . والله قسم اگه فقط يه جمله كامل تونستين پيدا كنين كه درست ترجمه شده باشه بهتون نقدا جايزه مي دم ! اونم فيلمي به اين با ارزشي كه توي ۲۵۰ فيلم برتر imdb لقب چهل و ششم رو به خودش اختصاص داده كه هشتاد درصدش فقط حرفه ! زير نويس انگليسي رو هم عمدا حذف مي كنن تا بيننده با مقايسه زيرنويس انگليسي و فارسي پي به عمق فاجعه نبره و به زور يه مشت اراجيف بي سر و ته رو به خورد مردم ميدن ! آخرش معلوم نمیشه هیولاها از فضا اومدن به زمین یا از زمین رفتن به فضا !! زیرنویس فیلمهای MRS FILMS به اندازه كافي افتضاح و شرم آور هستن. تو رو خدا شما ديگه بس كنين.خسته شدم اينقدر غر زدم . بابا بلد نيستين تو رو خدا ترجمه نكنين ! يا حداقل زير نويس انگليسي فيلم رو حذف نكنين ! آخه چرا ملت رو الاغ مي پنداريد ؟!؟!؟!؟!؟! چرا فیلمهای جدید و خوبی که اکران میشن رو می خواین به هر ضرب و زوری شده به اسم زیرنویس فارسی به ملت بخورونین ؟!؟!؟! یه کم اهمیت به محتوا بجای پر شدن جیب توي اين بازار سياه بدون كپي رايت بد نیست . 

 

+ تاريـخ Wed 9 Sep 2009ساعت 8:21 نويسـنده جیگسا |