|
LET THE GAME BEGIN
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ; |
Dont Ask this Much I Can't & I Won't & - چی شده ؟ چرا اینقدر غر می زنی ؟ دنیا که به آخر نرسیده ! گوشاتو تیز کن ... هنوز هم سگها پارس می کنن ! - آدمهای عصبی تا تونستن بهم پک زدن ! این منم که مثل یه ته سیگار تموم شدم و الان کنار جدول افتادم تا ..... - به نظرت نوشتن بی فایده نیست ؟ پر واضحه که همینطوره ! از من چی انتظار داری ؟ یه جو مرام ؟!؟!؟!؟! هه ! ریدی اساسی ! با خود فکر می کردم ....... اما الان به این نتیجه رسیدم ...... - بعد چهارم هم جای خوبیه . همه چی معکوسه ... فانون عمل و عکس العمل ... اکس و گراس و حشیش و کراک هم خیلی با مرامن . میگی نه ؟ بفرما سر سفره یه پک بزن ! - قلمبه سلمبه نوشتن هنر نیست ! چرخ کردن مغز مردم افتخار نیست ! بازی با کلمات نشان تمدن و روشنفکری نیست ! قشنگ حرف نزن ... حرف قشنگ بزن .... می فهمی ؟ بعید می دونم ! - یه روز یه باغبونی ..... - هر چی بکشی باز هم کمه . می رم .... اونور دیگه کشتن جرم نیست ... قانونه .... - امروز صبح یه بار دیگه متولد شدم .... ممنون پدر ... ممنون مادر ..... ممنون خدا !!!!!!!
در کمال بی حوصلگی و درگیری ذهنی ، امشب ( ۱۳/۵/۸۸ ) می خوام فیلم نریلر پارک وحشت رو هم بهتون معرفی کنم . یه فیلم خوب و خوش ساخت در سال 2008 که بر اساس یک کمیک استریپ به همین نام ساخته شده . مدتها بود که چنین سبک ساختاری ای رو توی فیلمهای ترسناک ندیده بودم . آخرین فیلمی که یاد میاد به همین سبک و سیاق ساخته شده بود فیلم از گرگ و میش تا سحر / From Dusk Till Down به کارگردانی رابرت رودریگز بود .
داستان فیلم به طور خلاصه اینه که دختری بنام نورما که توی یه تریلر پارک زندگی می کنه (جایی که مردم بجای خونه توی تریلرها یا ون های سیار زندگی می کنن) تصمیم میگیره که با دوست پسرش از اونجا بره و بعد از سالها زندگی توی خفت و خواری و کثافت بتونه یه زندگی جدید رو شروع کنه . اما در یه چشم به هم زدن همه چی به گند کشیده میشه و تمام رویاهای نورما توسط همسایه های پست و کثیفش نقش بر آب میشه . نورما که با گریه از اون پارک بیرون میاد شیطان رو بر سر راه خودش می بینه و تصمیم میگره به کمک اون انتقامش رو از همه ساکنین تریلر پارک بگیره . اما این کمک مجانی نیست و شیطان در عوض لطفی که به نورما می کنه چیزی بهش می ده که سالها بعد یه نفرین ترسناک رو در اون پارک باقی می گذاره که هر کی پاشو اونجا بذاره جز سیاهی در انتظارش نخواهد بود .... معمولا توی B Movie ها مخصوصا در ژانر وحشت ، یا داستان فیلم باید خوب باشه و یا از بازیگرهای توانمند باید استفاده بشه تا حس تعلیق یا وحشت به خوبی القاء بشه . توی این فیلم خبری از بازیگران معروف نیست . حتی " نیکول هیتز " که یه جورایی شبیه " میلا یوویچ " می مونه و نقش اصلی فیلم ، یعنی نورما رو به عهده داره بازیگر معروفی نیست و اکثرا توی سریال های تلویزیونی بازی کرده . مهم داستان جذاب و گریم های خوب و جلوه های ویژه واقعیه که باعث شدن این فیلم با خیل بسیاری از فیلمهای ترسناک مزخرف ، متفاوت باشه . کارگردان فیلم جناب استیو گلدمن ، بیشتر حرفه هنری اش رو صرف دنیای موسیقی و ساخت ویدئو کلیپ کرده . به بر و بچ متال باز مژده می دم که ایشون کارگردان دو نسخه اصلی کلیپ One از متالیکاست و چون خودش هم علاقه خاصی به موسیقی متال داره ، توی این فیلم هم تا دلتون بخواد نواخته شدن دلربای لید گیتار رو خواهید شنید. تریلر پارک وحشت یه Hardcore B Horror خوش ساخت محسوب میشه و البته می دونین که وحشت هاردکور مملو از صحنه های +18 هست ولی صرف نظر از این جنبه که معمولا توی فیلمهای ترسناک غیر عادی نیست ، این فیلم رو می تونم به عنوان یه اثر جذاب و سرگرم کننده بهتون پیشنهاد کنم . اما یه چیزی رو اگه نگم دق می کنم . بعد از مدتها که برگشتم دیدم رفقا شرمنده ام کردن و یه پک ۵۰ تایی از جدیدترین فیلمهای ترسناک رو برام فرستادن . این فیلم هم توی این بسته ارزشمند بود ....... ولی ..... باید همینجا از جناب AMF ( که نمی دونم کی هست ) دعوت کنم بیاد رسما خودش رو در انظار عموم حلق آویز کنه وگرنه اگه دستم بهش برسه با اره زنجیری به ۸۹۰ قطعه مساوی تقسیمش می کنم !! کاور دی وی دی فیلم که بالاش نوشته Persian Subtitle و زیرش نوشته AMF . یعنی این فیلم توسط شخص یا گروه AMF زیرنویس زده شده !!
آخه چه زیرنویسی لامصب !!! چرا ما ایرانی ها کار هنری هم که می خوایم بکنیم جز گند زدن چیز دیگه ای از آب در نمیاد ؟!! عرضه نداری نکن !! زیرنویس انگلیسی رو که به خاطر سبک کردن حجم دی وی دی حذف کردی ! زیرنویس فارسی اش هم اونقدر مزخرف بود که .... احتما می پرسین چرا اینقد عصبانیم ؟! خب من هیچ ادعایی ندارم ولی چون از بد روزگار رشته اولم زبان بوده ، یه فیسقیل انگلیسی ای حالیم می شه . خودتون که فیلم باز هستین توی جدولی که درست کردم ببینین جناب مترجم زیرنویس ( البته مترجم که چه عرض کنم ، احتمالا بقال محل AMF اینا بوده !! ) برای ترجمه واژه هایی نه چندان سخت ، چه شاهکارهایی خلق کرده ! تازه به خدا این شاهکارها برای ۱۵ دقیقه اول فیلمه . اگه می خواستم همه رو بنویسم که باید کتاب چاپ می کردم !
چیزی نگم بهتره ... پیشنهاد می کنم فیلم رو با زیرنویس اصلی یا حداقل یه زیرنویس فارسی آبرومند ببینین ... وب سایت فیلم رو هم حتما ببینین . قابل توجه یه روشنفکر !
حالا هی واسه ما فیلم بازی کن !!!!! سلام ... خیلی سخته که بعد از مدتها دوری بخوام بیام و دوباره چالش های ذهنم رو اینجا خط خطی کنم . البته فکر نکنم بتونم مثل قدیما این کار رو مداوم انجام بدم ولی دلم تنگ شده بود بیام و یاد قدیما بکنم. هنوز به خیلی از دوستای قدیمی سر نزدم چون روم نمیشه به خیلی ها سلام کنم. خیلی بدون مقدمه ، بی سر و صدا و بدون خبر رفتم . خب مجبور بودم چون شدیدا و بطور ناگهانی وارد فاز جدیدی از زندگیم شدم که وقتم رو کاملا گرفت . مدتی ایران نبودم . هر چند خبرهای اسفناک و خفت بار این چند هفته اخیر رو می دیدم و بیشتر از همیشه به مزار پاک پدر بزرگوار بنیان گذار این دولت درود فرستادم ! نمی دونم چه خواهد شد ولی خوشحالم اون جرقه ای که باید توی ذهن این مردم خواب گرفته زده می شد ، زده شد . زن و بچه و پیرمرد و ... همه و همه یکصدا به فریاد در اومدن و البته بهای این حقیقت طلبی خونهایی بود که ریخته شد و مطمئنم همین خونها به زودی زود نتیجه بخش خواهد بود. توی این مدت کارهای مهاجرت به استرالیا رو انجام دادم . این کار باید خیلی زودتر انجام می شد، ولی خب بالاخره باید از این مملکت رفت . اینجا شده مثل یه باتلاق که روز به روز بیشتر باید توش دست و پا زد . نمی گم وطن پرستی و عشق به ایران رو فراموش کرد اما برای رهایی از این همه سال رنج و عذاب چاره ای جز رفتن نیست . خیلی از دوستان و خواهر برادرهای عزیزم شاهد زندگی پر فراز و نشیبم بودن . به عینه دیدن چند وقت شب تا صبح بال بال زدم و .... الان تا فرصت برای تنفس هست باید استفاده کرد . به قول معروف درنگ جایز نیست. باید از زندگی استفاده بهینه کرد. دلم برای دلتنگی ها ، مهربونی ها ، غرغرها و دلسوزی های کژوان ، ایمورتال ، نسا ، هاشم ، سعید ، فیروزه ( که نمی دونم کجاست ) ، اسکولد، مرجان ، مارتین، سیاوش و خیلی های دیگه لک زده بود . به همتون سلام می کنم و صمیمانه عذر می خوام بابت غیبت غیر موجه ! بعضی وقتها آدمی توی شریانی از زندگی قرار میگیره که نمیشه برای تصمیم گیری صبر کنه و باید بلافاصله دست به عمل بزنه. دوست عزیزی داشته و دارم که نگرانمه و از طرفی بی نهایت به من محبت می کنه . امیدوارم با نوشتن دوباره ناراحتش نکرده باشم ! وای که چقدر با دیدن لقب "پی فاکینگ جی / P Fu… J " خندیدم . اساسا شما دوتا ( کژوان و هاشم ) از نوادر و عجایب خلقت هستین. خدا حفظتون کنه. در ضمن به همه اونایی که با خوندن آخرین پستم رنجیده بودن باید بگم توی بد بحبوحه ای گیر کرده بودم و از طرفی تمام فشارهای عصبی بر و بچ روم تاثیر منفی گذاشته بود و باعث شد آخرین پستم به موجی از گله و شکایت از نحوه نوشتاری وب نویسان عزیز و متعاقبا به کدورت بدل بشه هر چند باز هم تاکید می کنم که دلم نمی خواد مطالب سایکو هایی رو که هر روز به این زندگی غر می زنن و ذهن بقیه رو با افکار سیاهشون مسموم می کنن بخونم . اگر هم الان می نویسم به خاطر سفیدی روی اوناییه که همیشه دوسشون داشتم و خواهم داشت. الان هم مثل خیلی ها حوصله بازی با کلمات و قلنبه سلمبه نوشتن رو ندارم و دوست دارم مثل همیشه رک و پوست کنده بنویسم. اینکه من دوباره پست دادم نه برای دیگران بلکه به خاطر اینه که این کار مدتها بهم آرامش می داد و الان هم می خوام ببینم همون حس بهم دست می ده یا نه ! من به دلایلی دوستی خاله خرسه رو دوست ندارم . اینو همه بدونین ! قضاوت هم با خودتون و لا غیر ! از آدمهایی که هر روز تغییر رویه می دن و سعی می کنن به هر نحوی که شده خودشون رو به آدم تحمیل کنن دل خوشی ندارم . یه روز با مهربونی ،یه روز با متلک ،یه روز با ناراحتی و .. دلم می خواد اونی که به عنوان دوست کنارمه واقعا دوست باشه . هر چند برای تفسیر دوست یه کتاب 4000 صفحه ای هم کمه. بگذریم .... به یاد ایام نوشتار درباره ژانر وحشت می خوام 2 تا فیلم اساسی و درست درمون بهتون معرفی کنم . فیلمهایی با موضوعات مشابه که توی این چند وقته با گوشت و پوست و استخونم معنی شون رو حس کردم. موضوعاتی درباره جهنم یعنی جایی که بعد از مرگ سندش رو بی برو برگرد به اسمم می زن !!! حالشو ببرین به شرح ذیل !
باز هم دست مریزاد به فرانسوی ها ! بعد از فرانتیرز ، این یکی دیگه شاهکاااااااااااااااااااره . به قول اسکوت ونبرگ منتقد ، این فیلم کاری کرده که " اره " شبیه به فیلمهای آموزشی الفبایی بشه که دهه 80 از تلویزیون آمریکا پخش می شد. خیلی کم پیش میاد که یه فیلم رو دو بار پشت سر هم ببینم تا از کشف نکات ظریف فیلم لذت ببرم. فیلمهایی مثل فایت کلاب ، در کام جنون ، نایت بریدز و اره 1 از این دسته فیلمها بودن . خیلی از آدمها دوست دارن بدونن اون دنیا چه شکلیه . هر کدوم از فیلسوف ها نظریه خاص خودشون رو نسبت به عالم ماوراء دارن . آقای پاسکال لاژیر ( نویسنده و کارگردان این فیلم ) هم به نوبه خودش خواسته اون دنیا رو به تصویر بکشه . نمادهایی جالب و ابتکاری از فلسفه خلقت ، ماهیت بهشت و بخصوص جهنم رو در این فیلم می بینین که به شدت ایدئولوژی تون رو قلقلک خواهد داد. اینکه چرا آدمها کور به دنیا میان . اینکه چرا بشر باید زجر بکشه تا به حقیقت برسه و خیلی از سوالات بی جواب فلسفه خلقت رو توی این فیلم می بینین که به نوعی جالب بهشون پاسخ داده میشه . خشونت فیلم بالاست . سکانس های خون و خونریزی و کشتارهای فجیع و شکنجه های هاستل وار تا دلتون بخواد توی این فیلم هست اما همه اینها آبستن به تصویر کشیدن همون چند ثانیه تصویریه که از عالم پس از مرگ نشون داده میشه . کارگردان سعی داره بگه اگه بشر بدونه اونور چه خبره یه ثانیه هم دلش نمی خواد زنده بمونه . هر کسی بنابر اعتقادات درونی اش نسبت به دنیای پس از مرگ می تونه برداشت شخصی خودش رو از این فیلم داشته باشه . اوپن اندینگ این فیلم مثل خیلی از فیلمها تماشاچی رو مجبور به پذیرش یه نتیجه گیری خاص نمی کنه و شما چندین نتیجه رو می تونین از این فیلم بگیرین . برای اون دسته از دوستان که فرانسه نمی دونن باید بگم متاسفانه در نسخه زیر نویس شده دی وی دی فیلم در ایران ، آخرین جمله فیلم ترجمه نشده و باید صلواتش رو بفرستن به روح درگذشتگان مترجم !! پس من براتون می گم : سکانس پایانی : آنتونی : میشه بگی آنا اونور چی دیده مادمازل ؟ مادمازل : قابل توصیف نیست. آنتونی : یعنی بعد از این همه سال نمی تونی به اختصار برام توصیف کنی ؟ مادمازل : ...... می توی حدس بزنی اونور چه خبره ؟ آنتونی : نه .... مادمازل : پس تا ابد توی حدس و گمان بمون ....... همیشه یهمون گفته شده خدا اونایی رو که دوست داره حقیقت رو بهشون نشون بده عذاب می ده . حالا مثل اینکه خدا ما رو خیلی دوست داره ... پاسکال لوژیر گفته ساخت این فیلم مثل خلق فرانکنشتینی بود که دیگه نتونستم کنترلش کنم . چیز دیگه ای ندارم به نوشته ام اضافه کنم . با دیدن فیلم به اعماق سکوت سقوط کنین و تا مدتها فکر کنین که چی داره سر ما آدمها میاد و یه انسان تا چه حدی ظرفیت خواهد داشت تا بتونه دریچه ورود به فرا واقعیت و کشف اسرار رو پیدا کنه ....
من را بدرون جهنم بکشان / Drag Me to Hell ظهور موفقیت آمیز استاد سام ریمی و یه اثر فک شکن ! بعد از مدتها دوری از ژانر وحشت . سامی ریمی به خاطر خلق Evil Dead و دنباله های اون یعنی Evil Dead II و Army of Darkness تبدیل به پدیده کلاسیک ژانر وحشت هم تراز با جورج رومرو و استاد جان کارپنتر شد. توی این مدت که ریمی به پر کردن جیب خودش یعنی ساخت مرد عنکبوتی روی آورده بود کم کم داشتم ازش نا امید می شدم ولی با دیدن تبلیغ این فیلم ( حدودا 2-4 ماه پیش ) قلبم به تپش افتاد که سام ریمی دوباره برگشته به ذات خودش و الحق با دیدن این فیلم ، اونم روی پرده سینما تمام بدنم یخ کرده بود و تا ابد به خاطر زنده کردن این حس گرد و غبار گرفته در وجودم خود سامی ریمی و جد و آبادش رو دعا می کنم !!! Drag Me to Hell بازگشت موفقیت آمیز ریمی به سبک و سیاق کلاسیک ژانر وحشت دهه 80 و اوایل دهه 90 محسوب میشه. داستان نفرین شدن انسان توسط ارواح شیطانی یعنی همون موضوع مورد علاقه سام ریمی. نکات بسایر جالبی در این فیلم دیدم که سعی می کنم جمع و جور براتون بگم . اول اینکه فیلم با همون لوگوی سیاه و سفید و قدیمی کمپانی یونیورسال ( همون سازنده Evil Dead ) شروع میشه و ادای احترام به همون سامی ریمی قدیمی رو نشون میده. توی فیلم بارها وبارها شاهد صحنه های خشن و خونبار اما به سبک عجیب و غریب و تا حدی کمیک هستین . درست مثل Evil Dead. . سال 1980 این فیلم یکی از ترسناک ترین فیلمهای زمان خودش بود ولی الان بیشتر یه فیلم کمدی محسوب میشه تا ترسناک . این حس طنز هنوز هم دیده میشه . لامیا رو که بیشتر شبیه به یه بز می بینیم تا یه روح شرور ! سکانس درگیری کریستین با خانم گانوش توی ماشین هم ترسناکه و هم مضحک . یه حس دوگانه که باعث میشه لذت متفاوتی رو از دیدن فیلم تجربه کنین. ریمی و در کل همه استادان پیش کسوت ژانر وحشت که 60-70 سال سن دارن علاقه ای به استفاده از جلوه های ویژه آنچنانی ندارن و همسن پایبندی به سبک و سیاق استودیویی شمار و به واقعیت داستان نزدیک می کنه . خود خانم گانوش از 100 تا دیو و هیولا ترسناک تره . بنده خدا رو توی زندگی واقعی ببینین اصلا باورتون نمیشه که این پیر زن همون هیولای فیلم جدید سام ریمی باشه !!! در ضمن فیلمنامه این فیلم سال 1992 یعنی بعد از ارتش تاریکی نوشته شده بوده ولی تا الان مسکوت مونده بود ! فکر کنم بهترین موقع ساخت امسال بوده . وای که سکانس پایانی فیلم مثب خیلی از فیلمهای دهه 80 چنان منفی و اعصاب خورد کنه که راه برای ادامه فیلم باز بمونه . البته برای خود سام ریمی نه هیچ کس دیگه. در پایان هم یکی از دیالوگ های موندگار فیلم : گارسون : ببین خانم . من شغلی دارم که توش انعام حرف اول رو می زنه و اونایی که فقط برای خوردن قهوه میان اینجا انعام نمی دن ! کرستین : ( در حالیکه پاکت حاوی دگمه نفرین شده رو در دست داره ) تو قهوه ات رو بیار چنان انعامی بهت بدم که هیچوقت یادت نره !!
بعد از مدتها نوشتن درباره سینمای وحشت خیلی برام لذت بخش بود تا یادم نرفته اولین کلیپ رسمی محسن نامجو به نام "بیابان را سراسر مه گرفته " که توسط مصطفی هروی کارگردانی شده رو براتون می ذارم دانلود کنین . این بشر اعجوبه اس و خیلی از لحظات زندگیم رو مدیونشم ... کژوان جان والله خوراک یه ماهه !!! در ضمن دیشب بی بی سی پرشیا اعلام کرد محسن نامجو به دلیل مسخره کردن آیات قرآن در آهنگ "والضحی" به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد !!!!! هر چند محسن الان مقیم اتریشه و بعید بدونم دیگه برگرده ایران ولی خاک تمام دو عالم بر سر اون حروم لقمه کنن که رفت از محسن شکایت کرد فقط واسه اینکه بگه ایهاالناس من هم وجود دارم ! برادر محسن که وکیل پایه یک دادگستریه وکالت برادرش رو به عهده گرفته و توی یه بیانیه عنوان کرده که قصد محسن تمسخر قرآن نبوده بلکه یه جور نوآوری و ابداع رو می خواسته تجربه کنه ، اونم بطور کاملا شخصی واین آهنگ از آرشیو محسن دزدیده شده و توی نت پخش شده. محسن اولین کلیپ رسمی اش رو تقدیم کرده به کشته شده گان گمنام درگیری های اخیر . هر جا که هستی زنده و پاینده باشی محسن عزیز ....
لینک دانلود کلیپ بیابان را سراسر مه گرفته با حجم ۲۲ مگا بایت
می دونی سزای دروغ چیه ؟ خوب فکر کن .................... Hi JENNY !
AS PROMISED !
An Autographed Exclusive Picture by Tobin Bell ! And here are two Verrrrrrrrrrry Nice Playthings as a new year's Gift : Amanda Young Head Cage in TV Desktop ( Free Download ! )
Billy the Doll biking on Desktop ( Free Download ! )
بر و بچ عزیز شما هم دانلود کنین که بی نظیره ! نمی دونی وقتی بیلی روی دسکتاپت دوچرخه سواری کنه چه حالی میده ! یا وقتی آماندا با اون تله مخوف به صورتش در کنار دسکتاپت جیغ می زنه !
Looking Forward to Hear From You Soon and Have Fun .....
قابل توجه بر و بچ گرام : جنی تنها دارنده وب سایت تخصصی درباره توبین بل یا همون جیگسای خودمونه که ملاقاتهایی رو هم با توبین داشته و بزرگترین فن جیگسا بر روی کره زمین محسوب میشه !!! با ویزیت از سایتش ایمیلی دریافت کردم که درخواست همکاری کرده بود و براش جالب بود که ما ایرانی ها هم شخصیتی به نام جیگسا رو می شناسیم !!! خب این عادیه که اونا فکر کنن مردم توی ایران هنوز تلویزیون لامپی با درب کشویی چوبی دارن و فیلمها رو با آپارات نگاه می کنن ! اینها همه تاثیرات تبلیعات منفیه که نیاز به گفتن نیست . من هم فقط خواستم اینجا بنویسم که ماها اونجوری که درباره مون می گن شاس مخ نیستیم !!!! ایران از نظر به روز بودن درباره فیلم و سینما یه دونه اس . اونم به خاطر نبودن کپی رایت !!!!
سینمای وحشت : ۱- یکی از بهترین تریلرهایی که اخیرا دیدم و اونو می تونم از لحاظ قوی بودن فیلمنامه در سطح اره 1 قرار بدم . طبقه کشتار (Killing floor ) . فیلمی که واقعا سطح تعلیقش بالاست . از اون دسته فیلمهایی که تا اخرین لحظه فیلم معما براتون حل نمیشه و تنها در 2 دقیقه پایانی متوجه میشین قضیه از چه قراره . داستان درباره یه ناشر موفقه ( بنام دیوید لامونت با بازی مارک بلوکاس ) که با انتخاب داستانهای موفق و قوی به شهرت رسیده . اون آپارتمانی مجلل و بسیار بزرگ در مرکز شهر خریده و به تازگی به اونجا نقل مکان می کنه ولی بعد از گذشت مدتی وقایع عجیب و غریبی براش اتفاق می افتن تا حدی که اونو به مرز جنون می رسونن . دریافت عکسهایی از یه صحنه جنایت که بعدا متوجه میشه صحنه جرم حموم خونه خودش بوده و چندین اتفاق ناگوار پیوسته به هم که دیوید رو از یه جنتلمن شیک پوش به یه روان پریش جنایتکار تبدیل می کنه …. اما تمام این اتفاقات تا آخرین لحظه فیلم به نحوی پیش می ره که سخت می تونین سکانس پایانی رو درک کنین مگه اینکه با شیوه روند پیشروی فیلمنامه هایی مثل اره یا باشگاه مشت زنی یا حس ششم آشنا باشین. کارگردانی فیلم به عهده یه کارگردان جوان گذاشته شده و الحق که خیلی خوب تونسته فیلم رو جمع کنه و از کلیشه ای لودن اونو خارج کنه . بازیگران فیلم هم اکثرا از سریال های تلویزیونی معروف توی این فیلم ظاهر شدن . مارک بلوکاس از مجموعه : The vampire Slayer Buffy و شیری اپل بای از مجموعه ER نقش های کلیدی این فیلم رو به عهده دارن .... این فیلم رو نه به عنوان یه فیلم ترسناک Horror بلکه به عنوان یه تریلر جنایی در رده قسمت اول اره بهتون معرفی می کنم . پس انتظار کشت و کشتارهای خونبار یا هیولاهای ترسناک رو در این فیلم نداشته باشین. موسیقی متن فیلم بی نظیره . سازهایی که توی موسیقی متن ازشون استفاده کردن بیشتر سازهای کوبه ای هستن تا سازهای زهی . در کل این فیلم خیلی قویتر از اون حدی بود که انتظار داشتم.
۲- یه فیلم ترسناک خوب در زیرمجموعه وحشت / خانه های جن زده . خانه / The House. بی اغراق باید بگم خیلی از این فیلم خوشم اومد . ظاهرا داستان فیلم اینجوریه که یه زن و شوهر جوون بعد از اینکه ماشینشون خراب میشه به خونه ای پناه میارن که در اون یه زن و شوهر دیگه هم موقتا اقامت دارن تا هوا خوب بشه و بعد به راهشون ادامه بدن. اما رفته متوجه می شن اون خونه تحت سلطه نیروهای شیطانیه و راه فراری از اون نیست. نمیشه این فیلم رو به نوعی محصور در زیرژانر خانه های جن زده رده بندی کرد . چرا که بحث اصلی توی این فیلم جن و روح شرور نیست .این فیلم به زیبایی تمام برزخ و جهنم رو به تصویر کشیده . رفته رفته متوجه میشین که این دو زوج جوان هر کدومشون به نوعی گناهکارن و باید تقاص کارهای بدشون رو توی همین خونه پس بدن . اون هم بدست یه هیولای انسان نما که به قول خودش خود خدا رو هنگام ورود به اون خونه کشته و هیچ رحمی به بنده خدا نمی کنه ! این فیلم اخیرا از تنور اومده بیرون و دی وی دی اش الان توی بازاره . بازی شیطان مابانه مایکل مدسن عزیز رو در نقش تین من / کلانتر لادال شدیدا تحسین می کنم . انگار این موجود آفریده شده برای بازی در نقش های متفاوت و سنگین و تا حدودی منفی . فیلمنامه این فیلم بر اساس رمانی از تد دکر نوشته شده و متاسفانه نتونستم نسخه الکترونیکی این رمان رو توی اینترنت گیر بیارم . نمی دونم این رمان نویس گمنام تا چه حد روی کاغذ تونسته این اثر رو قوی حک کنه چون معمولا نسخه های سینمایی رمان ها به اندازه خود رمان قوی از آب در نمیان . حالا که این فبیلم تا حدودی از نظر من قابل قبول بود می خوام بدونم داستان اصلی چطوری نوشته شده . خلاصه اگه هر کدومتون این رمان رو پیدا کردین یه نگاهی زیر پاتون بکنین و برای جیگ جیگ پیر و چروک بفرستینش !
برای خرید فیلم با mansoortopdvd@ymail.com تماس بگیرین.
هشدار آخر ۳ می ۲۰۰۶ اره ۲ : سکانس داخلی - جیگسا و کارآگاه متیو در حال صحبت .... - اوه .... آره ... خون خواهد بود .... ( !!!!! THERE WILL BE BLOOD )
سکانس بالا در اره ۲ اونایی که ندیدن دانلود کنن !
کلی حرف و حدیث درباره این پازل وجود داره .... انشاالله توی یه تاپیک مجزا در خدمتتون هستم....
شعر مرگ ! پیر مرگ دیشب از سقف صدایی آمد مثل افتادن چیزی سنگین ... پیر مرگ آمده بود از بالا سخت بدحال و مریض جان بگیرد از من !!!!
کاریکاتور مرگ !!
داستان شخصی :
اونقدر از زندگي خسته بود كه بي اغراق اگه پيش ميومد هر كاري ميكرد .... از زور سرما خودشو بغل كرده بود پاهاشو تو سينه اش جمع كرده بود اما باز داشت مي لرزيد از چشماش اشك ميومد اما صورتش كاملا بي حس بود زمان مفهوم خودشو از دست داده بود ... انگار نمي گذشت مي دونست خونه منتظرشن ميدونست كه ديگه وقت نگران شدنه اما دلش نميخواست از جاش تكون بخوره براي حركت انگيزه مي خواست براي چي بايد ادامه مي داد ؟ براي چي بايد اداي آدم هاي شاد رو در میاورد؟ با اينكه همه ميدونسن كه اون شاد نيست ... اداي كسايي كه كم نميارن ؟؟؟؟ خب اون كم آورده بود . ديگه براش مهم نبود همه اين رو بدونن : اون كم آورده بود فكر ميكرد وقتي اين همه بدبختي رو تحمل كنه همه بهش ميگن آفرين اما دیگه صد سال سیاه براش مهم نبود که همچین حرفی رو بشنوه ! آروم و ساكت نشسته بود ... توي سرما .. زير بارون گوش هاش از سرما مي سوخت ديگه بيني اش رو حس نمي كرد اشك از مژه هاش نمي چكيد اونا هم تكليفشون معلوم نبود ! تمام دنيا رو رو دوشاش حس ميكرد ! داشت مچاله ميشد اون چشماشو بست و ديگه باز نكرد ديگه نفس نكشيد اون رفت / واسه هميشه اما اونا هنوز تو خونه منتظرشن ! واسه هميشه ...................
درگیری شخصی !!
چند شب پیش توی یه خیابون فرعی یه میتسوبیشی شاسی بلند ۲۰۰۸ با سرعت زیادی از کنار من و از بین چند تا ماشین لایی کشید و خیابون رو هم به صدای جیغ لاستیکهای اسپرتش مزین کرد و نزدیک بود چند نفرو به لقاءالله پرتاب کنه , که در نهایت رفع خطر شد و با همون سرعت وارد یکی از خیابونای مجاور شد و ازنظر ناپدید شد ...
» بزن برطبل بی عاری که آن هم عالمی دارد .
سکانس داخلی – اتاقی بدبو و نم گرفته – نیمه شب کاراگاه هافمن از خواب بیدار میشه . یک زنجیر کلفت عجیب از میان بدن هافمن عبور کرده و از طریق مچ پای راستش به دیوار روبرو متصل شده . از سقف گیوتینی برنده و کثیف درست بالای سر هافمن آویزون شده ..... هافمن در کنار خودش یه واکمن طوسی رنگ می بینه . اونو بر می داره و دکمه play رو می زنه .... "....... سلام کارآگاه هافمن .... تو منو یادت نمیاد اما به موقع می فهمی من کی هستم . تا الان تو با پازل های جیگسا بازی های مرگباری رو ادامه دادی . البته بر خلاف قوانین ، قربانی هات رو به کشتن دادی . از زمانی که آزاد شدم روی این پازلی که تو رو به خودش متصل کرده کار می کردم. تو با این زنجیر که از زیر زانوهات عبور کرده به دیوار روبروت متصلی و فقط یه کلید هست که درب این اتاق رو باز می کنه و متاسفانه تو اونو نداری . برای به دست آوردن کلید باید خودت رو از دیوار بالا بکشی و اون گیوتین رو فعال کنی . با فعال شدن گیوتین پای راستت بلافاصله قطع می شه ولی تو کلید رو بدست میاری اما فقط 60 ثانیه فرصت داری تا درب اتاق رو باز کنی وگرنه تا آخرین قطره خونت رو از دست خواهی داد و تا ابد اینجا حبس میشی و می پوسی. اینو بدون که کلید درست در مقابلت قرار گرفته . حالا وقت انتخابه کارآگاه هافمن ... زندگی یا مرگ " پنجره ای کوچیک در دیوار سمت چپ اتاق قرار داره و نور کمی از داخل اون به اتاق می تابه . هافمن با اضطراب به داخل اون پنجره نگاه می کنه و هیبتی رو میبینه که یک ماسک خوک به سر داره. هافمن می دونه باید چیکار کنه . از دیوار بالا می ره و گیوتین رو به کار می اندازه و بلافاصه پای راستش قطع میشه و به همراه کلیدی از میان گیوتین به زمین می افته . تایمر روی گیوتین به کار می افته .... هافمن که از درد عربده می کشه لنگان لنگان کلید رو بر می داره و یه مست در می ره اما هر چی تلاش می کنه درب باز نمی شه .... کلید برای این در نیست ! تایمر به اتمام می رسه و درب اتاق با صدایی ترسناک قفل می شه . هافمن با خونریزی شدیدی که از پاش در جریانه به سمت پنجره میاد و داخل رو نگاه می کنه . مرد پشت پنجره ماسک خوک رو از صورت بر می داره ...... دکتر گوردون رو با صورتی خونسرد می بینیم . تمام وقایعی که از انتهای اره یک تا کنون به سر دکتر گوردون اومده رو در یک فلاش بک بسیار سریع می بینیم .... دکتر گوردون با صدایی شبیه به جیگسا می گه : بازی تموم شد ! " و چراغ اتاق رو خاموش می کنه . عربده های کاراگاه هافمن به همراه گریه و ناله در تاریکی اتاق فید اوت می شه ..... دکتر گوردون با پای مصنوعی لنگ لنگان از اون ساختمون متروک بیرون میاد و به سمت رودخونه مجاور می ره . اون کلید درست اتاق رو از جیبش در میاره و به داخل رودخونه می اندازه ..... صدای هافمن رو می شنویم که در اره پنج با اقتدار گفت " قتل های جیگسا تموم شد ... " تیتراژ آغازین اره 6 در میان مه و صدای زنجیر دیده میشه !!!!!!!!!!!!!
واووووووووووووووووووووووووووووووووو !!!! من که با خوندن پلات اولیه فیلم سه تا سکته ناقص پشت سر هم زدم ! ببخشید سلام یادم رفت بچه ها .... اصلا فکرشو هم نمی کردم دکتر گوردون زنده مونده باشه .... هر چند توی اره 3 بود که در فلاش بکی کوتاه می بینیم جسد آدام پوسیده و سیاه شده ولی در حقیقت بعد از اره یک ، هیچ خبری از دکتر گوردون نداشتیم ... این یعنی یه شروع تازه .... فکر می کردم فکوس کارگردان قسمت ششم روی هافمن و جیل به عنوان ادامه دهندگان راه جیگسا باشه اما مثل اینکه نویسندگان فیلمنامه تصمیمات عجیب تری گرفتن و سورپرایز های بهتری رو برای ما دوست داران جیگسا در نظر گرفته ان....
پلات بالا برام بطور خصوصی و به شرط عدم افشاء ایمیل شد (از طرف ادمین HOUSEOFJIGSAW) . ناسلامتی من تنها Official Member ایرانی تبار فروم خانه جیگسا هستم !!! ولی چون این اجنبی ها فارسی نمی فهمن لزومی ندیدم که پنهان کنم . چرا ما ایرانی ها باید همیشه توی کف بمونیم ؟ مگه ما چمونه که نباید از جدیدترین اخبار روز با خبر باشیم ؟! این پلات منتشر نشده ، یه هدیه کریسمسه از طرف جیگ جیگ به همه بر و بچ طرفدار مجموعه اره .... مواردی که درباره اره 6 می تونم اینجا به اختصار توضیح بدم از این قراره : - کارگردان قسمت ششم باز هم عوض شده و اینبار " کوین گروترت " که هر 5 قسمت قبلی اره رو تدوین کرده ، کارگردانی فیلم رو به عهده گرفته . - تیم نویسندگی فیلمنامه قسمت ششم " پاتریک ملتون " و " مارکوس دونستان " هستن که هر دو در قسمتهای قبلی نیز نویسنده بودن و همچنین سه قسمت فیلم مهوع و شدیدا خونبار " FEAST " رو هم فیلمنامه نویسی کردن. - تاریخ شروع فیلمبرداری 5 ژانویه 2009 ( یه هفته دیگه ! ) و تاریخ اکران فیلم 23 اکتبر 2009 ( احتمالا شب هالووین ) ثبت شده. - بازیگرهای اصلی که همون توبین بل ( جیگسای عزیز ) ، کوستاس من دیلور ( کاراگاه هافمن ) ، بتسی راسل ( جیل ) ، کری الویس ( دکتر گوردون ) و در کمال ناباوری شاون اسمیت ( آماندا !!! ) خواهند بود .... ( من موندم آماندا رو چطوری می خوان برگردونن !!!! ) - برنده مراسم " ملکه های جیغ / SCREAM QUEENS که " خانم مندی ویکهولم " هست در قسمت ششم ایفای نقش می کنه . مشخص نیست در چه نقشی ولی مطمئنم یکی از قربانبان اولیه خواهد بود . این مراسم در شبکه VH1 پخش شد و در اون دخترانی که به بهترین نحو بتونن جیغ بزنن و گریه کنن و با حسشون ترس رو به طرفداران فیلمهای ترسناک القاء کنن با هم به رقابت می پردازن و بهترینشون انتخاب میشه ! نمی دونم آیا واقعا آقای گروترت توانایی ادامه دادن این مجموعه رو داره یا نه ؟ آیا به خوبی می تونه قدرت قسمتهای قبلی رو حفظ کنه یا نه ؟ فعلا که با دخالت دکتر گوردون من گیج گیجم !!!! هر چند ممکنه این پلات تغییر کنه ولی همین ایده بی نظیر بود . خود گروترت در مصاحبه ای گفته ساختن یه فیلم مستقل به مراتب راحت تر از یه دنباله اس . خصوصا برای مجموعه ای مثل اره که الان انتظارات بیننده ها تا حد غیر منتظره ای بالا رفته و همشون منتظر دیدن سورپرایزهای واقعی هستن .... یه اشتباه کوچیک ممکنه منجر به مرگ حتمی مجموعه بشه. واقعا این بهترین و موفق ترین مجموعه ای بوده که توی عمرم در ژانر وحشت دیدم . هیچ مجموعه ای رو ندیدم که بعد از ساخته شدن چهار دنباله بتونه در اولین هفته اکران لقب پرفروش ترین فیلم رو به خودش اختصاص بده . خب باز هم باید صبر کنم و تا 10 ماه دیگه که فیلم اکران میشه در سوگ جیگسا غم نامه بنویسم !!!! آخه این چه وضعیه ؟؟؟!!! به هر حال خوشحالم که به پایان رسیدن مجموعه اره قسمت ششم فقط در حد شایعه بود .... البته من اصلا نمی دونم چه اتفاقی قراره برای پایان قسمت ششم بیفته و تا الان فقط سکانس آغازین برام مشخص شده ولی گروترت گفته با ظهور دکتر گوردون مسائل بسیاری قراره شکل بگیره که مطمئنا توی یه قسمت نمی شه همشون رو بیان کرد و این یعنی ادامه پیدا کردن مجموعه !!!!!
در ضمن اواخر ماه گذشته یه مراسم ادای احترام به موفقیت مجموعه اره در مانهاتان با حضور دست اندرکاران و بازیگران تراز اول این مجموعه برگزار شد که تصاویری اختصاصی از این مراسم رو به همراه توضیحات مربوطه به عنوان دومین هدیه کریمس جیگ جیگ در لینک زیر براتون می ذارم. ( برای جلوگیری از سنگین شدن صفحه اصلی تصاویر رو جداگانه می ذارم ).
لینک تصاویر اختصاصی از مراسم SAWMANIA در ماه گذشته در ایالت زیبای مانهاتان !
خب دوستان .... اینم از مطلب ویژه کریسمس و اندوه و افسوس جیگ جیگ تا 10 ماه دیگه !
نکته روز / جواب های سلام در جامعه امروزی ! اخیرا وقتی به طرف مقابلمون سلام می کنیم عکس العمل های متفاوت می بینیم که به اختصار چند تاشون رو براتون در زیر می نویسم !!!! سلام .... - علیک سلام. - مو علیکم داداسشک من ! - .......... ( نگاهی زیر چشمی و بی تفاوت به مفهوم " به فلانم " ! ) - سلام علیکم و رحمه اله و برکاته دامه الضالین ! صبحکم الله و الخیر و والعافیه !!! - کوفت و سلام !!! برو گمشو حوصله ات رو ندارم !!! - تو هم حوصله داری ها ! چه سلامی ؟! - خداحافظ !!!! - خب گیرم که سلام ! منظورت چیه ؟!!!! - سلام کیلو چنده ؟! می خری یا نه ؟! - خدا قهرش میاد با نامحرم حرف بزنی ! از دادن جواب سلام معذورم ! - سلام به روی ماهت جیگرتو بخورم نازنینم ! موشی کوچولوی من !! باهام ازدواج می کنی ؟!!! -سلام بی سلام . خانوم مرد !!!!! ( رجوع شود به آن جوک معروف ! ) - گه می خوری میگی سلام ؟ تو اصلا چیکاره این مملکتی !؟ دفعه اخرت باشه مرتیکه جلنبر نون به نرخ روز خور امپریالیست !!! و ........ ولی از بچگی یاد گرفتم وقتی یه یکی سلام می دی طرف باید بگه علیک سلام . یعنی گزینه اول . بدون هیچ منظور و قصد و غرضی ....
نظر شما چیه ؟!!
چقدر این نگاه جیگسا رو دوست دارم . بعضی ها هر چقدر هم نگاهشون رو خشمناک و غضبناک کنن به عظمت و خونسردی نگاه این اعجوبه نمی رسه ... بعضی نگاه ها اونقدر نافذ و مقتدر هستن که آدم تا عمر داره نمی تونه فراموششون کنه . چشمهای آدمها نمی تونن به هم دروغ بگن . پس مواظب نگاه هاتون باشین !!!
هوررررررررررررررررررررررررررررررراااااااااا دو روز بود داشتم توی سی دی های آرشیوم دنبال این کاریکاتور می گشتم ! جوینده یابنده است . بالاخره پیداش کردم !
به علت پاره ای از مسائل ، اداره censorship قاتلین زنجیره ای دستور ویرایش کاریکاتور بالا را صادر فرمودند !!!
تو رو خدا یه نگاه به آمار وب بندازین !! روز گذشته ۲۷۴ بازدید از وبم شده توسط ۱۰۴ نفر !!! و این یعنی حتی اگر ۱۷۰ بار خودم وبم رو باز کرده باشم (که نکردم !) ، ۱۰۳ نفر حداقل یک بار از وبم بازدید کردن !! . از این ۱۰۳ نفر فقط ۲۱ نفر کامنت گذاشتن و به نوعی ۸۱ نفر به این گورستون متعفن پا گذاشتن ولی هیچی نگفتن !! اگه قرار باشه اون یکی دو نفری که خیلی خوب می شناسمشون و همیشه میان و مطالب وبم رو برای هر آپ می خونن ولی هیچی نمی گن رو آدم حساب نکنم (که نمی کنم!) ، هشتاد نفر بدون حتی سلام دادن اومدن و رفتن ..... اونایی هم که آی پی شون نشون داده نمی شه بدونن که نرم افزارهای ردگیری آی پی خیلی به روزتر از این حرفا به بازار رضا میان !! اسکولد عزیز یادته امروز بهت چی گفتم ؟!
همه اینا رو گفتم که به یه نکته اشاره کنم :
یکی از حضرات اومده با لحنی کنایه آمیز گفته آمار وبت خیلی بالاست ! بیا لوگوی منو بذار توی وبت که آمار وبت روز به روز بره بالاتر !! خب که چی ؟! مثلا اگه روزی ۱۰۰۰ تا بازدید کننده داشته باشم چه نفعی برام داره ؟ قصد من از وب نویسی تبادل افکار با اوناییه که منو درک می کنن . همین .... حالم از اونایی که فکر می کنن وب نویسی فقط برای اهداف " خاصه " بهم می خوره . هر چند تعدادشون کم نیست !
برای من ، شما همفکران عزیز مهم هستین که میاین و حرفهام رو می خونین و کامنت بی سر و ته یا به قول PJ عزیز "فضله" نمی ذارین و سعی می کنین به ماهیت وبلاگ نویسی که تبادل افکاره احترام بگذارین . درود بر همه انسانهایی که عقل و شعور ، بجای دورویی و دغل بازی سرمنشاء زندگیشونه . درووود ....
چگونه می توان بین آدما زندگی کرد و خیانت ندید ؟
یا چگونه می توان بین آدما زندگی کرد و خیانت نکرد ؟
یا
چگونه یاد گرفتم یه عاشق سینه چاک باشم ! مساله این است شکسپیر جان !!!!!
دوستان عزیز ..... در یکی از وبلاگ های سینمایی به مطلبی شدیدا عمیق و متفکرانه درباره ژانر وحشت برخوردم که دلم نیومد شما رو از خوندنش محروم کنم . تا کنون چنین تعبیری از ژانر وحشت ندیده بودم !!!!!!!! من هیچ ادعایی ندارم ولی خودتون قضاوت کنین که واقعا وجود چنین اساتیدی در زمینه اطلاع رسانی درباره ژانر عمیق وحشت ( اونم به این اختصار و افتضاح ! ) عیب محسوب میشه یا حسن ؟!!! ژانر ترسناک : ژانر ترسناک یا سبک وحشت !!! مساله این است ! مشهورترین فیلمها چرا فیلم ترسناک میبینیم؟ ۱- کنجکاوی ۲- فرافکنی ۳- تخلیه هیجانی. ۴- غرقهسازی توسط خود فرد ۵- اختلالات روانی ( کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد ) . اسم وبلاگ رو هم برای حفظ آبرو اینجا نمی آرم . هر چند این کار یعنی کپی برداری بدون ذکر منبع ! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! صحیح !
اطلاعیه مهم ۱ به اطلاع بعضی از دوستان عزیز می رسانم علت عدم سر زدن زود هنگام به پایگاه های مجازی محترم و ارزشمندتان ناشی از مسائل فکری ، روحی و جسمی می باشد . همانگونه که عرض شد بعضی از گیرنده ها به علت تغییرات جوی دچار اختلال شده اند و این حقیر از برقراری ارتباط با برخی از مشترکین مورد نظر ! عاجز می باشم . (البته خواهران و برادران گرامی از این اختلالات مبرا می باشند) . لذا خواهشمند است از فضله گذاری ! و درج کامنت های متلک وار به خاطر عدم حضور اینجانب در پایگاههای آبگوشتی و صد من یه غاز اکیدا خودداری فرمائید و ذهن این بنده حقیر را بیش از پیش چرخ نفرمائید. در غیر اینصورت هیچ مسئولیتی را در قبال عواقب وخیم بعدی پذیرا نخواهم بود ! اطلاعیه مهم ۲ اخیرا مشاهده گردیده عده ای سودجو با سوء استفاده از نام خواهران و برادران گرام اقدام به درج اراجیف در این وب مالیخولیایی نموده اند . با عنایت به این مطلب که چنین حقه کثیفی مدتها پیش از مد افتاده است ، از " حضرات " به ظاهر گرامی که فقط زنده یاد خواجه حافظ شیرازی آنها را نمی شناسد و شیوه نثر غلو شده و قلنبه سلمبه شان در بلاگفا ، بلاگ اسکای ، پرشین بلاگ و .... همانند گاو پیشانی سفید است رسما برای آخرین بار درخواست می شود بروند و درشان را بگذارند !!! در غیر اینصورت چاره ای جز عکس العمل متقابل ، آنهم بطور انتحاری و خانمان بر انداز نخواهم داشت ! اطلاعیه مهم ۳ زده ای صورتکی بر رویت ، روشن و پاک تا هویدا نشود تیرگی پنهانت ولی اما سر انگشتانت راز تو را می گوید ..... ستاد حمایت از قاتلین زنجیره ای !!!!!
سینمای وحشت : توی سینمای وحشت این هفته می خوام به اختصار درباره یه مستند شاهکار و بی نظیر بنویسم . یه دائره المعارف سینمای وحشت از زبان اساتید این ژانر دوست داشتنی برای بیننده ها. توضیحات بسیار شنیدنی درباره عصر طلایی سینمای وحشت یعنی دهه ۶۰ و ۷۰ . فیلم کابوس آمریکایی / The American Nightmare محصول سال ۲۰۰۰ . این فیلم ، بازگشتی شیرین و لذت بخش به دهه 60-70 یعنی دوران طلایی ظهور ژانر وحشت در سینماست . نظر کارگردانان صاحبان سبک در مورد چگونگی پیدایش این ژانر ، نحوه انتخاب بازیگران ، ساخت جلوه های ویژه و تمامی عواملی که امروزه با تقویت شدنشون ما شاهد چنین فیلمهای ترسناک موفقی در تاریخ سینما هستیم . اساتیدی که در این فیلم به بحث و گفتگو می پردازن عبارتند از : - جان کارپنتر ( استاد مسلم وحشت و تعلیق در سینمای وحشت معناگرا ) - وس کراون ( استاد زیر ژانر اسلشر سینمای وحشت ) - دیوید کراننبرگ ( خالق وحشت بیولوژیکی در سینما ) - توب هوپر ( خالق شاهکار کشتار با اره برقی در تگزاس و فیلمهای مشابه ) - جورج آ . رومرو ( استاد زیر ژانر زامبی های سینمای وحشت ) - تام ساوینی ( کارگردان ، بازیگر ، طراح جلوه های ویژه ، طراح گریم و ... ) - کارول جی کراول ( فارغ التحصیل سینما ، استاد دانشگاه و منتقد ) - آدام لاونشتین ( استاد یار دانشگاه پترزبورگ در سینما و فلسفه ) برای خودم خیلی جالب بود که حرفای استاد کارپنتر رو خارج از زبان آبستره تصویری اش از زبان خودش بشنوم . اینکه چطور جذب سینمای وحشت شده و هنوز هم با جدیت تمام به دنبال خلق آثار مورد علاقه خودشه . حرفایی که از تمام این مولفین ژانر وحشت در سینما می شنوین اونقدر ارزشمنده که واقعا باید حرفاشون رو به منزله یه دائره المعارف سینمایی نوشت و در نقد و بررسی فیلمهای ترسناک ازشون استفاده کرد. تام ساوینی که یکی از بزرگ مردان همه من حریف در سینمای وحشت به شمار میاد ( از جدید ترین کارهاش می تونم به بازی در نقش مامور تولو در فیلم سیاره وحشت به کارگردانی رابرت رودریگز اشاره کنم ) به صراحت درباره تاثیر حضور در جنگ ویتنام بر روح و روانش صحبت می کنه و اینکه چقدر صحنه های دلخراش واقعی در جنگ مثل ترکیدن یکی از دوستانش در جلوی چشمش تونسته در خلق جلوه های ویژه و گریم های ترسناک به اون کمک کنه . حتی کارگردانانی مثل وس کراون یا توب هوپر که در جنگ ویتنام حضور فیزیکی نداشتن ، تاثیر جنگ و کشتار رو بر نحوه شکل گیری افکار و عقایدشون کاملا قبول دارن. توی این فیلم می فهمین چرا ایده لولو خور خوره در ذهن تاریک توب هوپر تبدیل شد به " صورت چرمی " در کشتار با اره برقی در تگزاس . یا چرا دیوید کراننبرگ از س . ک . س به عنوان سلاح تهدید کندده زندگی بشری در فیلمهاش استفاده می کنه . یا چرا کارپنتر فلسفه شدیدا عمیق فیلمهاش رو اونقدر ساده و ابتدایی می سازه که خیلی ها اصلا متوجه نمی شن . یا چرا جورج رومرو فقط دربراه مرده های زنده و گوشتخوار فیلم می سازه و .... این شاید بهترین فیلم مستند و آموزنده ای باشه که درباره ژانر وحشت ساخته شده و همه علاقه مندان به این ژانر یا اونایی که دوست دارن اطلاعاتشون رو درباره این ژانر اسرار آمیز افزایش بدن بهتره این فیلم رو ببینن. برای حضراتی که همیشه معتقدن ژانر وحشت یه ژانر بیخود و سبک در بین دیگر ژانرهای سیناست و فقط سنگ سینمای روشنفکرانه اروپای شرقی و روسیه رو به سینه می زنن قویا توصیه می کنم این فیلم رو ببین تا نظرشون عوض بشه .
برای خرید فیلم با mansoortopdvd@ymail.com تماس بگیرین.
هشدار هشتم اره ۳: سکانس داخلی فلاش بک- جیگسا و آماندا .... - تو همه چیزت رو میدی به من .... تک تک سلولهای بدنت رو ... مفهوم شد ؟
- بله ...
- یه زندگی جدید داره بهت داده می شه .... زندگی گذشته ات رو بذار کنار .... وقتی از اون پله ها بری پائین .... دیگه هیچ راه برگشتی نیست ... می فهمی چی می گم ؟
- بله .....
- با این شروع کن ....
سکانس بالا در اره ۳ اونایی که ندیدن دانلود کنن !
شعر هفته :
اشک هایت همه افسون سراب است به چشم دل من در بیابان مرام تو ندیدم آبی....
درگیری شخصی !! یه وقتهایی یه چیزهایی تو آدم میشکنه که هیچ کاریش نمیشه کرد . - عجیبه که وقتی غمگین نیستیم، متعجبیم!. ببین ما با خودمون چی کردیم. تو فقط برو توی بحر وسعت خریت !!! - چند تکه خورده شیشه هست که باید با احتیاط از مغزم بیارمشون بیرون. بدون خونریزی ...! - سالها فیلم دیدم ، نقد خوندم ، نقد کردم ، تجربه کردم، آدم دیدم. شبه آدم دیدم . گوسپند و گرگ و شغال دیدم !!! با متحجر نشست و برخواست کردم تا ... خودم مجسمه ی تحجر نباشم. تا شعورم بالا بره. تا جریانهایی رو که تا حالا وجودشون رو در کنارم درک نکرده بودم بفهمم . حالا درکم به جایی رسیده که می بینم خیلی ها خیلی چیزا رو درک نمی کنن. یه وقتا قدرت درکت به جایی می رسه که زندگی میون مردم عادی رو برات سخت می کنه. ساده تر از اونچه که فکرشو بکنی. بعضیا گیرنده هاشون به خیلی چیزا حساس نیست. بعضیای دیگه هم که اساسن با داشتن گیرنده حال نمی کنن !!!! کی به کیه ؟ ما هم وقتی با این بعضیا میشینیم، خودمونو می زنیم به نفهمی. به هر حال ، حال ما ، حال همه با معرفت هاس . - اشکال از فرستنده نیست. این بار لطفا گیرنده های خود را عوض کنید. - یاد گرفتم اطرافیانم رو به خاطر درخواست چیزی که فکر می کنن من نمی تونم بهشون بدم، مواخذه نکنم ; حتی تو دلم. ببینم یادم می مونه یا نه!؟ - مالنا با متانت پاسخ داد: بونجورنو !! .... یعنی: حالا که یاد گرفتین گناه رو مذمت کنین، نه گناه کار رو، من می بخشمتون ، ولی خاک بر سرتون...!!!!!
کاریکاتور مرگ !! مرگ هم پولکی شده ! باید خرجش کنی تا بیاد سراغت !!!!! آدمها رو باهم اشتباه نگیر !!! هر گردی گردو نیست !!! هر کی ..... داره ..... نیست !!! لطفا با دو کلام حرف دیگران ، اشتباه نگیر و جو گیر نشو !!!!
سلام به روی ماه همتون .... من دوباره برگشتم .... نمی دونم چی باید بگم . اونقدر نظراتتون درباره رفتنم پر از مهر و محبت بود که جرات نکردم دیگه برنگردم !!!! ماشاالله کم مونده بود بمب اتمی رو برام کامنت بذارین تا بعد از خوندن منفجر بشم ! گفتم ممکنه نتونم بیام نت نه اینکه نخوام بیام !! . خب راند بعدی هم گذشت . فعلا من هنوز پابرجام . گفتم که ... ما آخر هم تکلیف خودمون رو نفهمیدیم چیه ! شل کن سفت کن هم حدی داره ! هر کسی هم ظرفیت محدودی داره . فشار بیش از حد باعث انفجار میشه . این یه عکس العمل طبیعیه اما مثل اینکه هیشکی گوشش بدهکار نیست . این همه برو بیا برای هیچ . ولی عوضش مدتها درگیری و خستگی روحی از ذهنم خارج شد .... به هر حال .... این منم .... داداش جیگسا ..... اومدم یه تشکر همه جانبه از داداش ها و آبجی های گلم بکنم. فکر نمی کردم اینقدر خواهر و برادر مهربون داشته باشم که به فکرم باشن و توی این مدت این همه سراغم رو گرفته باشن . امیدوارم خوبی هاتون رو یه روزی جبران کنم بچه ها . جا داره از مرجان بابت کمک در نحوه گذاشتن تم موسیقی اره بر روی وب تشکر ویژه داشته باشم. بعد از این چند وقت تصمیم گرفتم روند وب نویسی ام رو یه مقدار کمی تغییر بدم.
سینمای وحشت : دلم می خواست این تاپیک رو خیلی زودتر بنویسم ولی خب نشد دیگه …. بله دوستان ... میخوام سینمای وحشت این تاپیک رو با اره 5 مزین کنم ....
راستش توی وب خیلی ها دیدم نوشتن " اره 5 اکران شد " و یه پوستر بزرگ از فیلم رو هم زدن و خلاصه داستان رو هم در حد دو سه خط نوشتن . ولی فقط همین . مطمئنم ۹۰ درصدشون اصلا فیلم رو هم ندیدن !!! آخه این که نشد تاپیک !
یه جمله ای رو همین اول دلم می خواد به همه علاقه مندان به مجموعه اره گفته باشم : اگه این مجموعه رو به دید یه فیلم ترسناک معمولی نگاه کنین بجز چند تا پازل خونبار چیزی دیگه ای ازش دستگیرتون نمی شه . در ضمن برای اونایی که قسمتهای قبلی اره رو با دقت ندیده باشن ، قسمت پنجم به شدت پیچیده خواهد بود . خب .... اول از همه یک کلام به جناب پاتریک ملتون ، نویسنده محترم فیلمنامه قسمت پنجم می گم : احسنت !!! واقعا به نظر من بعد از این همه سال دیدن فیلمهای ترسناک جورواجور ، مجموعه اره تنها مجموعه ایه که با ساخته شدن پنج قسمت هنوز که هنوزه اونقدر پیچیدگی و لایه های درونی توی فیلمنامه اش میشه پیدا کرد که مطمئنم قسمتهای بعدی اره رو هم به زودی خواهیم دید . چرا ؟ چون این مجموعه بجای تعریف کردن و به تصویر کشیدن وقایع جدید و وقایعی که قراره در آینده اتفاق بیافتن به سراغ گذشته هم رفته و در هر قسمت علاوه بر نشون دادن پازل های مرگبار جدید جیگسا ، حقایقی رو از گذشته زندگی جیگسا نشون می ده و معماهای موجود در قتلهای قبلی رو برای بیننده آنالیز می کنه که واقعا دلچسب و دیدنیه . میشه قسمت پنجم اره رو از دو نقطه نظر متفاوت نگاه کرد . یا فقط به عنوان یه فیلم اسلشر / جنایی سرگرم کننده که اینجوری به درد عوام در شب جمعه می خوره و دیدنش با چیپس و تخمه می چسبه یا اینکه سعی بشه به دیالوگ های فیلم دقت بشه و لینک های بسیار جذاب و غیر قابل تصور قسمت پنجم با چهارم و همینطور با قسمت های قبلی حتی قسمت اول کشف بشه .... اینجوری به قدرت نهفته در ذهن فیلمنامه نویسان مجموعه اره ایمان میارین .... کدوم فیلمی تا حالا تونسته بعد از ساخته شدن ۴ دنباله هنوز پرفروشترین فیلم در هفته اول کران باشه ؟! حتی ترمیناتور ۳ هم به این موفقیت دست پیدا نکرد . داستان قسمت پنجم چیه ؟ دوست داران این مجموعه اگه یادشون باشه در آخر قسمت چهارم مشخص شد که بعد از مرگ جیگسا در قسمت سوم ، قتلهای جیگسا رو همون کاراگاه هافمن رهبری می کرده . توی قسمت پنجم کارآگاه استرام به نحو معجزه آسایی از تله مرگبار هافمن جون سالم به در می بره و سعی می کنه بفهمه چطور کارآگاه هافمن که الان واسه خودش کلی مشهور شده و به عنوان خاتمه دهنده قتلهای زنجیره ای جیگسا توی روزنامه ها ازش نام می برن ، با چند تا خراش سطحی تونسته از دست جیگسا فرار کنه و جنازه اونو هم تحویل پلیس بده . اما هافمن دست از سر استرام بر نمی داره و علاوه بر اینکه بر اساس یکی از نقشه های جیگسا یه پازل مرگبار دیگه رو با پنج قربانی جدید شروع می کنه ، سعی در به دام انداختن و نابود کردن استرام می کنه تا تنها کسی که از راز قتلهای هافمن خبر داره رو هم زیر پاهاش له کنه ....
حالا بریم سراغ کالبد شکافی فیلم : قسمت پنجم اره به نوعی پیچیده ترین قسمت مجموعه اره تا بحال محسوب میشه چون خط داستانی فیلم به سه لاین موازی برش خورده : ü پازل مرگباری که ۵ قربانی در اون مجبورن به قوانین تعریف شده جیگسا عمل کنن تا جون خودشون رو نجات بدن . ü ماجرای کاراگاه هافمن و تعقیب شدن اون توسط کارآگاه استرام برای کشف حقیقت. ü چگونگی افشای همکاری هافمن و جیگسا و فلاش بک های متعدد به قسمت های قبلی و زندگی شخصی جیگسا و ... من واقعا لذت بردم .... بی تعارف فیلمنامه فیلم اونقدر منسجم نوشته شده که شاید یه لحظه هم نتونین از پای سینمای خانگی تکون بخورین ! سکانس آغازین فیلم ، نحوه کشته شدن قاتل خواهر کارآگاه هافمن در یه پازل جیگسایی توسط یه گیوتین رو نشون می ده .( جالبه بدونین کارگردانی این سکانس رو آقای دارن لین بوسمن / کارگردان قسمت 2 و 3 و 4 مجموعه اره کارگردانی کرده و تله مرگبار گیوتین بر اساس داستان کوتاهی از ادگار آلن پو طراحی شده ). بعد از سکانس آغازین بلافاصله به دام افتادن و نجات پیدا کردن کارآگاه استرام از آخرین دامی که براش از طرف هافمن چیده شده بوده . بعد از این دو سکانسه که تازه ولتاژهای برق به بدنتون وارد میشه !!! اینکه متوجه بشین از همون ابتدای قتلهای زنجیره ای جیگسا ( یعنی به دام افتادن دکتر گوردن و آدام ) در اون حموم کثیف ، در حقیقت هافمن بوده که جیگسا رو در پیدا کردن و به دام انداختن قربانی ها به اون کمک می کرده و آماندا به نوعی ملعبه دست جیگسا بوده و خودش یکی از قربانیان جیگسا محسوب می شده !!!!!!!!!
هافمن برای انتقام از قاتل خواهرش که بعد از گذشت پنج سال از حبس آزاد شده بوده تصمیم می گیره اون رو به شیوه پازل های جیگسا به قتل برسونه و این قتل رو هم بندازه گردن جیگسا !! اما جان این موضوع رو می فهمه و بعد از به دام انداختن هافمن بهش میگه که راه دیگه ای هم بجز کشتن ، برای رهایی از درد و رنج روحی وجود داره . اینکه اونایی که قدر زندگیشون رو نمی دونن رو توی موقعیتی قرار بدی که مجبور بشن در کوتاهترین مدت با گذشت از جونشون ، خودشون رو نجات بدن و اینجوری تا آخر عمر قدر زندگیشون رو می دونن ! جیگسا برای هافمن توضیح می ده که اون یه قاتل نیست . بلکه سعی داره قربانی هاش رو احیاء ( Rehabilitate ) کنه تا قدر نفس کشیدنشون رو هم بفهمن . توی قسمت پنجم ، زوایای تاریک تری از ذهن جیگسا نشون داده می شه و اون رو خیلی مرموز تر و پیچیده تر از قسمتهای قبلی می بینین . ( واقعا توبین بل توی این نقس جاودان شد و الحق هم تا الان چندین بازیگر دیگه رو در نقش جیگسا تصور کردم ولی انگار توبین برای این نقش آفریده شده ) . در ضمن وقتی می گم احسنت به فیلمنامه نویس قسمت پنجم نیاین بگین چون تو از اره خوشت میاد فکر می کنی فیلم خوبیه . نه عزیزان . اینکه بینین به چه ظرافتی آقای ملتون در حالی که صلابت قسمت پنجم رو حفظ کرده راههای ساخت قسمت ششم رو هم باز گذاشته واقعا تحسین برانگیزه .
آخرین فاز معمای مرگبار قسمت پنجم اره که در اون مالی و بریت مجبور می شن شیشه های درون پازل رو از خون بدنشون پر کنن تا درب اتاق باز بشه به تحقق پیوستن شعار اصلی جیگساست که میگه : چقدر حاضری خون بدی تا زنده بمونی؟!
( هر چند صحنه ای که مالی دسنش رو بالا می گیره و می بینیم که دستش از وسط تا نزدیک آرنج قاچ خورده شدیدا تاثیر بر انگیزه ).
در اوایل فیلم می بینین که رئیس محل کار جان کرامر (جیگسا) بعد از کشف هویت حقیقی اش از جیل ( همسر جیگسا ) می خواد اونو ببینه و بهش میگه جیگسا براش یه نوار ویدئویی و یه جعبه به ارث گذاشته . وقتی جیل در جعبه رو باز می کنه خشکش می زنه اما بیننده نمی فهمه توی اون جعبه چی بوده و این مطمئنا رازیه که توی قسمت ششم استفاده های بهینه ای ازش خواهد شد . نمی دونم چرا با دیدن این صحنه به شدت یاد پالپ فیکشن و صحنه ای که جولز ( ساموئل ال جکسون ) در اون کیف سامسونت رو باز می کنه و نور طلایی رنگی ازش بیرون میاد افتادم . البته توی اره پنج خبری از نور طلایی رنگ از درون جعبه نیست چون به نظرم من توی اون جعبه ممکنه ۲ چیز وجود داشته باشه : - نقشه ها و البسه قتلهای جیگسایی : که در این صورت به احتمال غریب به یقین از قسمت ششم جیل و هافمن با هم همکار خواهند شد تا قتلهای جیگسا رو ادامه بدن . چون جیل با دیدن محتویات جعبه کاملا خشکش زد و مثل روبوت از اتاق خارج شد و ما دیگه تا آخر فیلم اونو نمی بینیم. ( در ضمن کوستاس من دیلور و بتسی راسل زوج هنری خیلی خوبی رو به عنوان وارثین جیگسا تشکیل خواهند داد ). - بیلی : ( یا همون عروسک نخی ای که معماها رو توی نوارهای ویدئویی برای قربانی ها شرح می ده ) . البته احتمالش ضعیفه و این فقط یه حس درونی بود چون این اولین باره که توی قسمت پنجم اره ، بیلی حضور فیزیکی نداشته و فقط توی ویدئوها و فلاش بک دیده میشه و احتمالا توی قسمت ششم هم خبری از خود بیلی نخواهد بود.
به هر حال بی صبرانه منتظر دیدن قسمت ششم می مونم . باید بگم ماهیت جیگسا فراتر از یه قاتل زنجیره ایه . همونجور که به چند تا از دوستان گفنم جیگسا یه سمبله . سمبلی از یه یادآور کننده یا فرشته مرگ برای اونایی که از زندگیشون ناراضی ان و یا قدر لحظات و فرصت هایی که بهشون داده شده رو نمی دونن . فرشته ای که با خشونت تمام بهشون می فهمونه از زندگیشون باید به نحو احسنت استفاده کنن . فرشته ای که بهشون می فهمونه انسان بودن یعنی چی ... جیگسا می تونه سرطان ، تصادف فلج کننده و خیلی از اتفاقات خارج از کنترل در زندگی ماها باشه تا ما قدر زندگی ای که داریم رو بدونیم .... در ضمن سکانس پایانی و نحوه تموم شدن قسمت پنج رو براتون تعریف نمی کنم تا اونایی که ندیدن به شعار تبلیغاتی این قسمت پی ببرن : باورتون نمی شه که فیلم چطوری تموم میشه !!
برای خرید فیلم با mansoortopdvd@ymail.com تماس بگیرین.
ببینم اصلا پازل هشدارها یادتون مونده یا نه ؟!!! هشدار هفتم ۱۴ مارچ ۲۰۰۵ اره ۴ : سکانس داخلی - فلاش بک - جیگسا و همسرش در حال صحبت .... - چه بلایی سرت اومده ؟!
- چه بلایی سرم اومده ؟!!!!! دیگه اینجا برنگرد .... اگه به خاطر من اینکارو نمی کنی به خاطر خودت بکن ...
سکانس بالا در اره ۴ اونایی که ندیدن دانلود کنن !
شعر هفته : بگمانم که دل و جان تو فاسد شده در عمق وجود
بوی گندیدگی از حرف و کلامت پیداست !!
درگیری شخصی !! ( و قسمت آخر از پاورقی های سبز !! )
تموم شد ..... می خوام مختصر بگم . تو خواه از سخن من پند گیر خواه ملال ....
she's made of hair and bone and little teeth I wrapped our love in all this foil Take your hatred out on me prosthetic synthesis with butterfly Well I Want it Take your hatred out on me
توی مدتی که نبودم خیلی ها کولاک کردن !! : کورها از زیبایی رنگ ها حرف زدن !! اجساد پوسیده از زندگی !! چلاق ها از دوی ماراتن !! کر و لال ها از کنفرانس های تلفنی !! لاک پشت ها از پرواز !! کارتن خوابها از ویلای آجودانیه !! دریایی ها از کویر !! بی سوادها از دکترای فیزیک اتمی !! چاقها از فشن شوهای پاریس !! دیپلمه ها و سیکل ها از بلبلی زدن به زبان انگلیسی !!! و از همه مهمتر سنگ ها از آئینه حرف زدن .... عیب نداره ... آرزو کردن که عیب نیست ..... عکس هفته : ( دارای کپی رایت توسط این بنده حقیر ، گرفته شده در یکی از تاکسی های خط سیدخندان - تجریش !! )
کاریکاتور مرگ !!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
- ببخشید خانم ساعت چنده ؟ - هشت و بیست و پنج دقیقه. - شما چقدر صداتون زیباست. - اوا راست میگین ؟!! - من خیلی از صداتون خوشم اومده . - شرمنده می کنین - خودتون هم خیلی خوشگلین ! - - انگار سالهاست شما رو می شناسم ! جسارتا می تونم بیام خواستگاریتون ؟ - آره همسر عزیزم . تو بهترین و مهربون ترین همسر دنیایی !!! - !!!!!!! - من عاشقتم عزیزم .... ...... بیپ ... بیپ .... بیپ ( به علت مسائل اخلاقی سانسور .... )
آخرین خبری هم که می خوام به رفقای متال باز بدم اینه که بالاخره دلو زدم به دریا !!!! وبلاگ زیر افتتاح شد !!!!
هیچ توضیحی نمی دم . خودتون بیاین ببینین !!!
سلام .... دارم از وقتم استفاده بهینه می کنم و هی تند تند آپ می کنم که بعدا افسوس نخورم . بابت کامنت هاتون به تاپیک قبلی ام بی نهایت از همتون ممنونم . کمک بزرگی بهم کردین . اسم نمی برم ولی شخصا از تک تک حرفاتون استفاده کردم تا بتونم خیلی از مسائل رو توی ذهنم حل کنم . خب .... می خواستم این تاپیک رو اختصاص بدم به قسمت پنجم اره که به تازگی اکران شده اما چون فکر کردم خیلی از شماها مطالب متعددی درباره اره ۵ تا حالا خوندین بهتره با یه فیلم توپ دیگه در خدمتتون باشم : قطار گوشت نیمه شب !!!! فکر کنم از همین اسمش متوجه بشین که این دیگه چه جور فیلمیه ! شاید خیلی از شما علاقه مندان به ژانر وحشت ، با کلایو بارکر آشنا باشین . یه نویسنده و کارگردان موفق و پر کار در ژانر وحشت که از شاگردان استاد کارپنتر به شمار میاد. آذر ماه 86 بود که یه مطلب چندین صفحه ای درباره بارکر و زندگی نامه و آثارش نوشتم که اونایی که نخوندن برای آشنایی بیشتر با بارکر و ذهن عجیب و غریبش می تونن به همه چیز درباره کلابو بارکر مراجعه کنن. فیلمنامه این فیلم بر اساس یه داستان کوتاه از بارکر به همین نام اقتباس شده . خودتون تصور کنین که یه داستان کوتاه چقدر باید عالی و پر قدرت نوشته شده باشه که قابلیت تبدیل به یه فیلم سینمایی بلند رو داشته باشه. داستان فیلم هم از این قراره که یه عکاس زبر و زرنگ بنام لئون ( با بازی برادلی کوپر ) در جریان ناپدید شدن دختری قرار می گیره که یک شب قبل اونو از دست یه مشت ارازل نجات داده بوده و برای پیدا کردن سرنخ این ماجرا به قطاری منتهی می شه که در اون قاتلی سنگدل بنام ماهوگانی ( با بازی به یاد موندنی وینی جونز انگلیسی که روز به روز داره خفن تر و خشن تر می شه و من شدیدا اونو دوست دارم !!! ) مسافرین اون ساعت از قطار رو مثل یه گوسفند سلاخی می کنه و اونا رو هر شب پوست کنده و تر و تمیز شده برای انتقال به پناهگاهی مخوف از موجوداتی عجیب ارسال می کنه..... تا اواسط فیلم شما درگیر قتل ها و کشت و کشتار های خونبار و وحشیانه ماهوگانی به عنوان یه قاتل مرموز هستین اما از اواسط فیلم متوجه میشین این قتل ها نه برای ارضاء یک روح مریض ، بلکه برای خدمت کردن به موجوداتیه که حتی تصورشون هم مو رو به تن آدمها سیخ می کنه و اونا قرنها قبل از تولد بشر روی کره زمین هم وجود داشتن و حالا وظیفه ما آدمهاست که اونا رو با هم نوعان خودمون تغذیه کنیم تا به روی زمین نیان و باعث نابودی کره زمین نشن..... کارگردانی این فیلم رو یه ژاپنی بنام روحی کیتامورا بر عهده داشته که اکثرا فیلمهای ترسناک ساخته و البته یه قسمت از هزاران دنباله گودزیلا رو هم ایشون ساخته ! این فیلم توی روسیه ساخته شد و همونجا هم به اکران در اومد ولی بعد از اکران به علت موفقیت اکران توی سینماهای امریکا هم نشون دادن . سفر که بودم تازه 2 روز بود که این فیلم به اون لهجه مزخرف آلمانی دوبله و اکران شده بود . یه عکس هم از دیواره داخلی سینما تروخسه گرفتم که تبلیغ این فیلم بود . راستی خانم بروک شیلدز ( همسر سابق تنیس باز معروف آندره آغاسی ) که هنوز یه مدل و بازیگر معروفه توی این فیلم با اون نقش خودخواهانه اش به خوبی درخشیده. قرار بوده این فیلم رو پاتریک تاتوپولوس که مسئول جلوه های ویژه شاهکاری چون سایلنت هیل بوده کارگردانی کنه که خب به دلایلی تصمصم گرفته شد یه کارگردان ژاپنی این فیلم رو بسازه . به نظر من کارگردانی فیلم خیلی خوب و منسجم انجام شده و می تونم این فیلم رو در رده کیفی مجموعه ای چون اره قرار بدم . این فیلم می تونه دنباله های متعدد و زیبایی هم داشته باشه چون موضوع فیلم می تونه به چندین زیر شاخه متفاوت متصل بشه و هر کدوم از اونها بتونن یه دنباله رو رقم بزنن.
وای که بعضی از سکانسها چقدر تکان دهنده ان . صحنه آماده کردن اجساد بریا موجودات فرازمینی توسط ماهوگانی ، خوردن تکه گوشت استیک جانی توسط لئون در رستوران با اون ولع و انزجار ، ضربه زدن ماهوگانی با چکش به پشت سر یکی از قربانی ها و پرتاب شدن چشمهای اون بیچاره به بیرون از شدت ضربه ! و .... خود کلایو بارکر حضور قوی ای در پروسه ساخت این فیلم شرکت کرده و مطمئنم با دیدن حاصل کار ، رضایت کامل رو داشته . شما هم ببینین . البته امیدوارم با کیفیت خوب و زیر نویس فارسی نه مثل من به زبون آلمانی !!!
![]()
کارگردان ژاپنی فیلم روحی کیتامورا و استاد کلایو بارکر در پشت صحنه فیلم
هشدار ششم ۵/ فوریه/ ۲۰۰۳ اره ۴ : سکانس داخلی - جیگسا و مایک در حال صحبت .... - تو همینجوری نمی تونی بذاری بری ... تو ناجی اون خونواده ها محسوب میشی ....
- گورتو از اینجا گم کن !!
- فکر می کنی داری با کی حرف می زنی ؟! این منم جان .... - می شنوی چی میگم ؟
- آره می شنوم ...
- گفتم گورتو گم کن بیرون .... آره ... شنیدی ...
- باشه جان ... مواظب خودت باش ... هر وقت حالت خوب شد بهم زنگ بزن ...
سکانس بالا در اره ۴ اونایی که ندیدن دانلود کنن !
مرگ و گرم !!! مرگ یک واژه سرد است و به عکس واژه گرم حیات .... سخنی است !!!!!
جوک روز مورخه ۱۲/۸/۸۷ !!!!
سلام دوستان ... صبح که واسه دوا درمون (!) رفته بودم یه مطلبی توی روزنامه اعتماد ملی خوندم که بدم نیومد اینجا هم بذارم برای علاقه مندان . موضوع از این قراره :
درسته که خود من یکی از طرفداران پر و پا قرص این دو کاراکتر بسیار دوست داشتنی بوده و هستم و خواهم بود ولی سوال اینجاست که آیا طیف وسیعی از مخاطبان مت و پت که عموما بچه های رده سنی الف و ب هستن ، چیزی از مفهوم شراب و نحوه ساختن اون سر در میارن ؟!! آیا بچه ها با دیدن شراب به سمتش جذب می شن ؟!! نکنه این کار یه نوع اشاعه منکراته و ما نمی دونستیم ! اونم توی برنامه ای که سالهاست توی قلب بچه ها و بزرگ ها جا داره ! این مساله چندان مهم نیست و یه خطای رسانه ای محسوب می شه ولی فقط و فقط به قیمت اخراج شدن ناظر پخش و منشی صحنه تموم شده . حالا پیدا کنید پرتقال فروش ... ببخشید شراب فروش را !!!!
تصور کنین خود پت و مت همچین خبری رو بشنون ! فکر کنم قیافه هاشون اینجوری بشه !
روز خوش ...
سلام ... من دوباره اومدم ! بعد از یه سفر طولانی ، اجباری و شدیدا خسته کننده. بارها و بارها رفتم و اومدم . البته باز هم مجبورم برم ولی تا اون موقع دلم نمی خواد اینجا رو ول کنم و این دل خوشی زندگیم رو کنار بذارم . در حال حاضر برای من نوشتن توی این دنیای مجازی و درد دل کردن با " بعضی " از دوستان عزیزم آرامش بخش تر از هزاران آرامبخش بی مصرفه ...... اول از همه بابت تاپیک قبلی ام یه توضیح مختصر می دم . توی سفر که بودم کیبورد لپ تاپ فارسی نبود و منم نمی تونم با کیبورد انگیسی ، فارسی تایپ کنم برای همین تمام حس وجودم رو در یه لحظه با دو تا عکس و اون متن منعکس کردم . وقتی اینکارو می کنم آروم می شم . با این کار تمام فکر و خیالهایی که این چند وقته ذهنم رو داره مثل یه تیکه کاغذ کهنه پاره پاره می کنه برای چند لحظه از خودم دور می کنم تا یه نفس راحت بکشم ... هر چند زودگذر و موقتیه ولی بهتر از هیچیه .راستی تا یادم نرفته باید بگم علی جان نوشتی " گند بزنه اين نت و همه ي موجودات بي عاطفش رو " جمله ات رو با اجازه تکمیل می کنم " گند بزنه این دنیا و این همه حیوون پست و نون به نرخ روز خورش رو "
در حال حاضر کاری از دستم بر نمیاد . تمام توانم رو جمع کردم نشستم دارم فیلم می بینم و منتظرم ببینم آخرش چطوری تموم می شه . دیگه نفرت و خشم برام بی معنی شدن . این دنیا اونقدر مسخره اس که فقط باید بهش خندید . خسته شدم از بس فکر کردم . به جهنم ! اونی که اسمش رو گذاشته خدا خوب می دونه تکلیف بنده هاش رو چطوری روشن کنه . دیر و زود داره ولی .... توی این تاپیک می خوام درباره یه فیلم خوب بنویسم. یه اثر موفق توی ژانر وحشت که مدتها بود دنبالش می گشتم . فیلم 100 فوت که همین امسال ساخته شده . اونقدر از این فیلم خوشم اومد که دو بار اونو دیدم . مدتها بود یه فیم خوب و خوش ساخت درباره ارواح شرور ندیده بودم . این چند وقته تمام فیلمهای ترسناک منتهی شدن به دل و روده در آوردن و خون و خونریزی مسخره و مهوع که دیگه آدم حالش بهم می خوره بره سمتشون ! اما واقعا با دیدن این فیلم لذت بردم . فیلمنامه بسیار قوی و فضای تریلر مانند زیبایی رو توی این فیلم میبینین . داستان فیلم هم از این قراره که مارنی ( با بازی عالی فیمک جانسن ) شوهرش رو که یه پلیس بوده در دعوای خانوادگی و در راه دفاع از جان خودش به قتل می رسونه و بعد از حبس کشیدن در زندان محکوم به تحمل یکسال حبس در خونه خودش می شه . اکثر شماها پابندهایی که به مجرمین برای تحمل این نوع حبس می زنن باید دیده باشین . مارنی مجبور میشه به مدت یکسال یه پابند به پاش ببنده و اگه از فاصله 100 فوتی کنترل کننده مرکزی نصب شده در راهروی خونه اش دورتر بره ، آلارم به کار می افته و اگه تا 3 دقیقه این آلارم ادامه پیدا کنه پلیس ها میان سراغش ! . اون یواش یواش مجبور میشه خودش رو به این نوع زندگی عادت بده ولی ناگهان سر و کله روح شرور شوهرش پیدا می شه و .... ( بقیه اش رو نمی گم . اونایی که دیدن می دونن چیه و اونایی هم که ندیدن بهتره خودشون ببینن ) یه جمله ای رو مارنی توی فیلم به شنکس می گه که خیلی برام جالب بود : " این که میگن مرگ ، ما آدمها رو از هم جدا می کنه یه مزخرف محضه !! " . البته تا جایی که من معتقدم ارواح مردگان به جایی که بهش وابسته بودن مدام سر می زنن ولی اینکه بتونن باعث آزار و اذیت بازماندگان بشن رو فکر کنم فقط توی فیلمها باید باور کرد . ولی اگه واقعا روح انسان بعد از مرگ می تونست قدرت تاثیر گذاری روی انسانها داشته باشه چقدر عالی می شد. واقعا اگه بعد از مرگ ، روحم بتونه برگرده به این دنیا چه حالی می ده ! اونوقته که من با خیلی ها کار دارم !!!!!! می تونم یه ۱۰۰ فوت بسازم که اون سرش ناپیدا باشه . فیلمنامه اش رو خودم می نویسم و ساختش رو می سپرم به دست نسا و کژوان عزیز !!! یه فیلم مستند وار به سبک جادوگر بلر یا قرنطینه !
بگذریم .... بازی فیمک جانسن رو خیلی دوست دارم . بازیگر با سابقه ، خوش تیپ و خاصیه و همتون اونو به خاطر بازی در مردان ایکس می شناسین . فیمک توی این فیلم به شدت خودش رو لاغر کرده و تیپ خاصی رو از خودش به اجرا گذاشته . میکائیل پاری هم در نقش روح شرور مایک خیلی ترسناک و موثر بازی می کنه ، هر چند تا سکانس پایانی اونو بصورت دیجیتالی می بینیم. بهتون توصیه می کنم سکانس کشته شدن جوئی رو تنها ببینین . اونقدر وحشتناکه که خودم دهنم باز مونده بود . شکسته شدن فک یه آدم بوسیله ضربات سر یه روح شرور !!! همین کافیه !!! خلاصه می کنم ... پیشنهادم اینه که این فیلم قوی در زیر ژانر وحشت / ارواح شرور رو ببینین تا بعد از مدتها خاطره روح زدگی و خانه ای روی تپه جن زده براتون زنده بشه !
هشدار پنجم ۱۵ / می / ۲۰۰۱
اره ۴ : سکانس داخلی - فلاش بک - جیگسا و همسرش در حال صحبت .... - این همون ساعتیه که می گفتی ؟.... چه چیز خاصی درباره اش هست ؟
- این نه تنها یه زیرخاکی حسابیه .... بلکه مکانیسم داخلش مال ۳۰۰ سال پیشه ... سکانس بالا در اره ۴ اونایی که ندیدن دانلود کنن !
تخت سفید روشن و تاریک تنگ غروب توده ابری به شتاب میدود رو به افق و من از قله کوهی چه بلند دست بر پیکرش انداخته ام تا بروم بر آن سوی... خنک و نرم و لطیف است همانند حریر ذره هایش که به رگهای تنم میریزد سرد و یخ است ناگه از ابر رها می شوم و می افتم داخل یک تخت سفید ! پسرانم دست بر گردنم انداخته اند با فریاد رو به دکتر که پدر هوش آمد !! ظاهرا ایست قلبی بوده ... از تزریق !
۱- حقیقت هیچوقت از بین نمی ره !! آره درسته !! ۲- خرچنگ و شیر آبی و کرگدن و سوسک و گرگ و خر و میمون و مارمولک و هزار جور حیوون دیگه همش مثاله . مثالهایی از خلق و خوی ما انسان نماهای به ظاهر مهربان و پاک ! ۳- خیلی مهمه که مفهوم صادق بودن و صداقت رو چی تعبیر کنیم !!! ۴- نمی دونم چند وقته چرا دورویی و دروغگویی به پاکی تشبیه می شن ! ۵- خسته شدم از بس ریختم توی خودم . دلم یه خواب راحت و ابدی می خواد ! ۶- مطمئن باشین اون دنیایی هم هست.اونجا مشخص می شه حقیقت یعنی چی !!!!!!!! ۷- جدیدا عادت کردم با گوشام ببینم و با چشمام بشنوم !! اینجوری مصداق " شنیدن کی بود مانند دیدن " برام ملموس تره ! ۸- هزار کیلومتر دیگه هم یاسین نوشتن نمی تونه بدی ما آدمها رو توجیه کنه ! ۹- هنوز خیلی ها نمی تونن مفهوم آئینه و شیشه و درصد خلوصشون رو درک کنن !! ۱۰- جهنمی هم وجود داره . مطمئن باشین اونجا خیلی خوش می گذره ! وقتی رفتم براتون تعریف می کنم چه جائیه ! مخصوصا از مارهای غاشیه اش !! ۱۱- بیایید آرتیست بازی و شیره مالیدن سر این و اون رو بذاریم کنار ! بیاید دست از خودنمایی و فریب دیگران برداریم ! و به خودمون نگیم " به جهنم ! این نشد یکی دیگه رو سیاه می کنیم ! ". از من که گذشت ! خدا به داد بقیه برسه ! ۱۲- خیلی این دیالوگ فیلم " خوب،بد،زشت " رو دوست دارم که میگه : " اون نمی میره ! یه فرشته مو حنایی ازش مراقبت می کنه ". ۱۳- انسان شدن چه مشکل ..... آدم شدن محاله !!! ۱۴- حقیقت اون چیزی نیست که فکر می کنیم . اون چیزیه که وجود داره و فاش شدنش به نفع هیچ کدوممون نیست !!! ۱۵- وقتی تفاوت سنی بین عاشق ها و معشوق ها به خاطر هزار و یک منفعت (!) میشه عین تفاوت سنی بین مادر و پسر ، وای به حال لیلی ها و مجنون های این دوره و زمونه !!! ۱۶- من دیگه آخر خطم . شدم یه دفتر مشق سیاه و کثیف از تجارب دیگران !!! برام مهم نیست چیزهای ظاهرا مثبتی که آثارش توی وجودم مونده رو حفظ کنم یا نه . وقتی دیگران میان باورها رو می کنن توی چاه مستراح و .... روش ، دیگه هیچی برام فرقی نمی کنه . دیگه خدا رو هم قبول ندارم چه برسه بنده اش رو !! ۱۷- دوستی و قوانینش خیلی پیچیده تر از این حرفاست . واسه همینه که دوست واقعی کم پیدا می شه . چه قدیمی و چه جدید !!! خیلی سخته که آدم ادعا کنه واقعا دوست کسی بوده ، هست و یا خواهد بود ! ۱۸- پستم خیلی طولانی شد ! نمی خواستم این همه بنویسم ولی تلافی این یه مدت در اومد . خیلی حرفا رو نباید زد . ولی اگر هم نزنی متهم می شی به خناق !! می بخشید ....
سلام به روی ماه همتون ..... دلم می خواد با این پست یه مقدار از حال و هوای داستان نیما و پازل های جیگسای عزیز برم بیرون . البته بعد از این پست ، پازل رو ادامه می دم ولی خب برای تنوع بد نیست این تاپیک رو بخونین. یه چند روزی نیستم ... ببخشید نا غافل می رم . برام دعا کنین .... خب اول از همه می خوام دو تا هدیه ناقابل برای همه فن های جیگسا داشته باشم : اولیش ۲۴ تا عکس منتشر نشده از قسمت پنجم اره که روز ۲۴ اکتبر ۲۰۰۸ ( یعنی شب هالووین ) اکران می شه . این عکسها کاملا اختصاصیه و چون چند روزه که منتشر شدن توی هیچ وبلاگ ایرانی ای گذاشته نشده. برای همین exclusive هستن و دلم می خواد برای اولین بار این هدیه رو من به شما عزیزان تقدیم کنم و امیدوارم تا زمان اکران فیلم مرهمی باشه بر زخم دل جیگسا دوستان !!
دومیش هم اسکرین سیور اره ۵ برای کامپیوتر : ( خیلی باحاله . پیشنهاد می کنم چون حجم کمی داره حتما دانلود کنین ) SAW V Screen Saver for Win/Mac
خب حالا برم سر پست اصلی . این مطلب ترجمه خودمه . به نظر خودم که خیلی جالب بود . شما هم بخونین . بد نیست . امیدوارم از خوندنش لذت ببرین : ۶۶ قانون برای نجات پیدا کردن از یه فیلم ترسناک !!! اگه یه روز بر حسب اتفاق از خواب بلند شین و ببینین که توی یه فیلم ترسناک هستین چیکار می کنین ؟ خب خیلی هاتون ممکنه همونجا درجا پس بیافتین . خیلی هاتون هم سعی می کنین یه راهی برای خلاص شدن پیدا کنین ... خب من این کار رو براتون آسون کردم . با رعایت کردن قوانین زیر مطمئن باشین که جون سالم به در می برین . البته اگه اون فیلم ترسناک دنباله نداشته باشه چون معمولا توی دنباله فیلمهای ترسناک فقط شخصیت های اصلی قسمت قبل بازی می کنن و از اونجائیکه نه من و نه شما اونقدر زیرپوستی نیستیم که برای دنباله ها انتخاب بشیم پس مطمئن باشین قوانین زیر کارساز هستن و باعث می شن زنده بمونین و طعم خوش زندگی رو دوباره بچشین . فقط باید خیلی دقت کنین . یه اشتباه باعث از بین رفتن جونتون میشه . موفق باشین. - وقتی فکر می کنین که هیولای فیلم رو کشتین هیچ وقت نرین جلو که ببینین آیا واقعا مرده یا نه ! این احمقانه ترین کار ممکنه ! - اگه بعد از بیدار شدن از خواب دیدین توی خونه ای هستین که روی یه گورستان ساخته شده یا قبلا یه کلیسای متعصبین مذهبی بوده و یا ساکنینی داشته که دیوونه شدن و به شیوه های سنتی خودکشی کردن بلافاصله از اون خونه بزنین بیرون ! - هیچ وقت کتاب احضار ارواح شیطانی رو با صدای بلند نخونین . حتی برای تفریح ! - توی زیرزمین دنبال چیزی نگردین مخصوصا وقتی برق تازه رفته باشه ! - اگه بچه هاتون شروع کردن به زبان لاتین یا هر زبان غیر معمول دیگه ای که نمی دونن حرف زدن و یا صداشون عوض شد بلافاصله مغزشون رو منفجر کنین . خیلی بهتر از اینه که تا آخر فیلم اونا شما رو دنبال کنن و شما از ترس فرار کنین . البته منفجر کردن مغزشون هم چندان کار آسونی نیست . پس آماده باشین ! - وقتی چند نفر هستین هیچ وقت از هم جدا نشین . این خریت محضه ! - اگه یه مشت پسر و دختر جوون خواستن شما رو به یه مهمونی آنچنانی توی یه دهکده دور افتاده دعوت کنن حتی اگه اونجا ، شام نون و طلا هم می دادن احمق نشین و تنها نرین . اینجوری سند مرگتون رو امضا کردین ! - به عنوان یه قانون اصلی تحت هیچ شرایطی معماها یا پازل هایی که دروازه های جهنم رو باز می کنن حل نکنین ! - به هیچ عنوان کنار ، بالا ، پائین ، چپ یا راست قبر یه مرده نایستید . مخصوصا اگه به تازگی دفن شده باشه ! – اگه توی یه اتاق تاریک یه صدایی میاد و شما بعد از جستجو می فهمین که فقط یه گربه اس بلافاصله اتاق رو ترک کنین . چون اون اتفاقی که نباید بیافته می افته. البته اگه برای جونتون ارزش قائلین ! - اگه اشیاء خود بخود شروع به حرکت کردن فرار کنین ! - هیچ چیزی رو از کنار یه مرده بر ندارین . اونا هیچوقت نمرده ان ! - هیچ وقت تکنولوژی DNA رو انگولک نکنین مگه اینکه واقعا بدونین دارین چه غلطی می کنین ! - اگه دارین از دست یه هیولای 20 تنی فرار می کنین سعی کنین بیشتر از یکی دوبار زمین نخورین . خصوصا اگه دختر هستین . البته اینو بدونین که اون هیولای سنگین اونقدر می تونه سریع بدوه که آخرش شما رو بگیره ! - اگه همراهانتون ناگهان شروع کردن به درآوردن صداهای عجیب و غیب یا اینکه چشماشون سبز شد یا تمایل به بوی خون پیدا کردن یا فرار کنین و یا احساسات رو کنار بذارین و از شات گان استفاده کنین ! - وارد مناطق جغرافیای خاص نشین . بعضی هاشون رو اسم می برم : آمیتی ویل ، خیابان الم ، ترانسیلوانیا ، نیلباگ ( خدا بهتون رحم کنه اگه بدونین اینجا کجاست ! ) ، مثلث برمودا و هر دهکده کوچیکی توی ماساچوست ! - اگه نصف شب وسط جاده ماشینتون بنزین تموم کرد بهتره تا ابد پیاده برین تا اینکه برای تلفن زدن و کمک خواستن به یه خونه قدیمی و مرموز کنار جاده برین ! – از اونایی که اره برقی ، سیخ ، مته ، چکش ، چاقو ، شمشیر یا هر وسیله ای که بشه یه نفر رو باهاش نفله کرد دستشونه دوری کنین . به نفعتونه ! - به موسیقی متن فیلم خیلی با دقت گوش کنین و حواستون به تماشاگر ها هم باشه چون قاعدتا اونا خیلی باهوش تر از شما هستن و بنابر موسیقی فیلم می دونن هر لحظه چه اتفاقی قراره بیافته ! – اگه وارد شهری شدین و دیدین که متروکه اس حتما یه دلیلی داره دیگه ! بزنین به چاک ! - وقتی یه نفر داره دنبالتون می کنه و می خواد شما رو بکشه و شما سوار ماشینتون می شین و می خواین فرار کنین اینو بدونین که ماشینتون قاط می زنه و استارت نمی خوره . حالا حتی اگه همین دیروز اونو نوی نو خریده باشین ! پس حساب زمان دستتون باشه ! - اگه برای کمک یا پیدا کردن سرپناه وارد یه کلیسای متروکه شدین و متوجه شدین که صلیب روی دیوار یه وری یا برعکسه فرار رو بر قرار ترجیح بدین ! - اینو بدونین 90 درصد اونایی که برای نجات شما میان کشته می شن . پس بهشون امید نداشته باشین و سعی کنین روی پای خودتون وایسین ! - اگه متوجه شدین که ذهن مردم شهر توسط یه نیروی شیطانی یا فضایی تسخیر شده به هیچ وجه به پلیس زنگ نزنین چون ۲ تا علت داره : یا تا اون موقع خود پلیس هم توسط اون نیروها تسخیر شده و یا شما رو احمق فرض می کنن و در حالیکه بهتون می خندن گوشی رو روتون قطع می کنن پس به هر حال این خودتونین که باید مشکل رو حل کنین ! – اگه هر جونوری مخصوصا پرنده یا حشره رو دیدن که رفتاری تهاجمی تر از معمول نسبت به انسانها داره فورا اون محل رو ترک کنین و به هیچ وجه از یه پرنده شناس یا حشره شناس کمک نخواین . اونا معمولا اوضاع رو خراب تر می کنن !!! - اگه با سفینه تون روی یه سیاره عجیب فرود اومدین و در حین جستجو چیزهایی شبیه تخم دیدین بهشون نزدیک نشین ! – اگه دیدین یکی از هم سفینه ای هاتون یه چیزی مثل عنکبوت یا هشت پا بهش چسبیده ( به علت رعایت نکردن قانون قبلی ! ) و داره فریاد کنان میاد سمتتون نذارین وارد سفینه بشه . در این صورت همه تون می میرین ! – اگه کسی که براتون عزیزه ( مثل دوست دختر یا برادرتون ) بهتون گفت یه کاری رو نکنین ( مثلا نخوابین یا اونا رو ترک نکنین یا دنبال اون روانی غول پیکر اره برقی به دست نگردین ) به حرفشون گوش کنین وگرنه خیلی زود میمیرین ! - اگه از اسلحه گرم برای مبارزه با شیاطین و هیولاها استفاده می کنین پیدا کردن یه وسیله دفاعی دیگه ایده خیلی خوبیه چون هر چقدر هم اسلحه تون قوی باشه درست قبل از کشتن هیولا گلوله هاتون تموم می شه ! - اگه یه زامبی بر حسب تصادف شما رو گاز گرفت دیگه بی خیال زندگی بشین و بلافاصله خودتون رو بکشین . چون هر چقدر هم پادرزهر و دارو مصرف کنین در آخر تبدیل می شین به یه زامبی ! – هیچ در بسته ای رو باز نکنین بخصوص اگه صدای نفس کشیدن یا زوزه یا هر صدای غیر عادی ای از پشت در شنیدین ! – اگه یه مرد هستین هیچوقت وارد یه اتاق تاریک نشین چون همیشه زنها هستن که از یه اتاق تاریک زنده بیرون میان !! - هیچوقت توی یه فیلم ترسناک هوس دوش گرفتن به سرتون نزنه بخصوص اگه یه دختر خوش هیکل هستین و توی خونه تنها موندین ! - اگه دختر هستین هیچوقت نقاط س...ی بدنتون رو جلوی دوربین نشون ندین . در اینصورت جزء کاراکترهای بیخود فیلم میشین و خیلی زود کشته میشین ! - همیشه توی فیلم ترسناک قبل از خرید یه خونه ارزون قیمت علت ارزونی اش رو از همسایه ها بپرسین ! - اگه تلفن خونه قطعه و شما هم تنهائین و صدای پا از طبقه بالا می شنوین بلافاصله فرار کنین و اصلا به سرتون نزنه که اون صدا رو دنبال کنین ! - هیچوقت تلفن رو برندارین تا برای کمک خواستن جیغ بزنین چون چند ثانیه بیشتر طول نمی کشه که یه قاتل یا یه کارد آشپزخونه می کوبونه توی کمرتون ! - خودتون رو سپر بلای دوستتون نکنین چون بالاخره اون هم آخرهای فیلم میمیره ! - اگه شخصیت اصلی فیلم نیستین باور کنین خودکشی خیلی بهتر از کشته شدن به دست یه قاتل روانی اونم به احمقانه ترین شکل ممکنه ! - اگه می خواین فرار کنین بهترین گزینه اتوبوسه . چون اگه سوار ماشین بشین هیولا یا قاتل حتما روی صندلی عقب منتظرتونه . هواپیما یا کشتی هم بوسیله نیروهای شیطانی سه سوت نابود می شن و مترو هم اصلا انتخاب عاقلانه ای نیست ! - اگه کودک هستین اصلا نترسین ! قانون حمایت از کودکان نمی ذاره توی یه فیلم ترسناک سلاخی بشین . این قانون برای نوجوونهای 16 سال به بالاست . پس راحت بشینین و لذت ببرین !! - اگه یه هیولا داره شما رو دنبال می کنه و ناگهان یکی از دوستاتون سر می رسه و ازتون می پرسه چه اتفاقی افتاده ، احمق نشین و شروع نکنین به تعریف کردن قضایا و فقط ازش بخواین که مثل شما فرار کنه . اگه واقعا دوستتون باشه دنبالتون میاد در غیر اینصورت هر بلایی سرش بیاد حقشه ! - برای کشتن هیولاها از برق ، اسید و آتش استفاده کنین . تفنگ و هفت تیر به هیچ دردتون نمی خوره ! – هیچ وقت برای فرار از دست قاتل یا هیولا داخل مزرعه ذرت نشین ! - هیچ وقت شیفت شب کار نکنین ! - اگه یه چیز منجمد پیدا کردین هیچوقت نذارین یخش آب بشه ! - اگه والدینتون یه قاتل زنجیره ای رو قبل از به دنیا اومدنتون کشتن و شما الان تازه 16 سالتون تموم شده منتظر بازگشت اون قاتل برای انتقام باشین ! - هیچ وقت توی دریاچه یا جاهایی که منابع آب ظبیعی هست شنا نکنین چون فقط توی استخره که شما می تونین زیر آب رو ببینین ! هر چند اگه دختر هستین هیچوقت تنها توی استخر نرین. مخصوصا نصفه شب ! - اگه دختر هستین و دوستانتون به تازگی کشته شدن برای آروم شدن به هیچ وجه احمق نشین که برین دوش بگیرین . چون به محض دراز کشیدن توی وان توسط قاتل خفه خواهید شد ! - اگه دختر هستین و دارین توی جنگل در حالیکه جیغ می زنین از دست قاتل فرار می کنین تو رو خدا لباس تنتون باشه . این سکانسها دیگه خیلی آبگوشتی شدن و جز کشته شدن نتیجه ای براتون ندارن ! - اشیائی که منشا زمینی ندارن رو انگولک نکنین . چون با این کار یا یه موجود پلید رو میارین به دنیا یا خودتون به دنیای دیگه بلعیده میشین ! - شکستن آئینه ها معمولا توی فیلمهای ترسناک نتیچه خوبی به همراه دارن . پس این کارو دریغ نکنین ! - خواهشا از صلیب برای نابودی و یا دور کردن نیروهای شیطانی استفاده نکنین . بی فایده اس ! - هیچوقت به دوست دخترتون نگین که " بمون توی ماشین " چون اون هیچوقت نمی مونه ولی آخر فیلم همین دوست دخترتونه که شما رو نجات می ده ! - هیچوقت توی جاده مسافر سوار نکنین بخصوص اگه توی تگزاس هستین ! - اگه دختر هستین و از پشت تلفن صداهای عجیب و غریب شنیدین فکر نکین که دوست پسرتونه که داره خودشو براتون لوس می کنه و در ضمن نگین که پدر و مادرتون خونه نیستن و برای تعطیلات آخر هفته رفتن سفر و شما تنها هستین ! - هیچ وقت عقب عقب راه نرین . مخصوصا توی جنگل ! - هیچ وقت سعی نکنین ماسک قاتل رو از صورتش بردارین . کارگردان این اجازه رو بهتون نمی ده که هویت قاتل ناشناس رو برای بیننده ها افشا کنین و اگه اصرار کنین مطمئن باشین قبل از برداشتن ماسک کشته میشین ! - هیچ وقت برای بچه هاتون عروسک سخنگو نخرین ! - شبهایی که ماه کامل میشن از اتاقتون بیرون نیاین و درو قفل کنین ! - هیچ وقت توی یه فیلم ترسناک مشغول تماشای یه فیلم ترسناک نشین ! - اگه اسمتون رو توی تیتراژ فیلم ، بین بازیگرها پیدا نکردین 97 % مطمئن باشین که همون اوایل فیلم کشته میشین ! اینم تعبیری از فیلم ترسناک به عنوان حسن ختام این پست برای شما عزیزان !
![]() خوش باشین و آرزوی بهترین ها رو براتون دارم .
تا قسمت پنجم پازل .... فعلا .....
هشدار چهارم
اره ۴ : سکانس داخلی - فلاش بک - جیگسا و همسرش در حال صحبت .... - برای زندگیت ارزش قائل باش .... این شعاریه که اساس این کلینیک بر اون بنا شده .... برای زندگیت ارزش قائل باش ... برای زندگی خودت ....
- این شعار جیگسا بود ... سکانس بالا در اره ۴ اونایی که ندیدن دانلود کنن ! ولی حتما دانلود کنین . این سکانس بی نظیره !
به دنبال چه هستید ؟ سر بزرگان تهی مغز مدعیان کپی زن ! آیا مفهوم این خزعبلات می دانید ؟ سوخته پرستان پستوها جدول نویسان بی قاموس شوالیه های لامانچا ! تق و تق روان می کنید پیت لهیده جفنگ در ذهن مچاله ما. قحطی و حلوای نسیه ؟!!!!
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||